Machine transcription
صفحه ( ٥٢ ) سال اول ـ مجله کابل شماره ( ۳ )
وقتیکه امیر تیمور فتح هندوستان را پیشنهاد خاطر ساخت در سنه ٨٠٠ ھ بدند
کابل نزول نموده در موضع بگرام ( کابل قدیم ) نهری را که تا امروز باسم
( ماهى گیران ) موسوم است بيك فرصت اندك بالای لشکر خود حفر نمود
و هم زمانیکه از فتح هند برگشته رهسپار سمرقند بود روز ٩ رجب ٨٠١ھ را
بکابل گذرانده عازم سمرقند شد .
در وقت حیات تیمور کابل ، غزنی ، قندهار ، قندوز ، بغلان ، بلخ را
تامسرحدات هند میرزا غیاث الدین جهانگیر پسرش اداره میکرد ، اما چون او
در حیات پدر فوت شد حکومت او به پسرش میرزا پیر محمد بن میرزا جهانگیر
داده شده بود که بعد فوت تیمور در ٨٠٧ ھ بكابل پادشاه گردیده و در سنه ٨٠٩ ھ
در شبرغان بقتل رسید .
بعد ازین کابل در تحت سلطه میرزا شاه رخ بن امیر تیمور که در هرات شاهی
مینمود درآمده و پسر چهارمش سیورغتمش در کابل وزابل الی حدود هند، والى
گردید اما چون سیورغتمش درسنه ٨٣٠ ھ وفات نمود مجدداً از طرف شاهرخ
شاه امیر شیخ علی مغل والی کابل شد و این همان شیخ علی است که در ٨٢٣ ھ و ٨٣٤ ھ
بالای هند حمله نموده .
بعد ازین رفت آمدهای حاکمان ، و بعد از چندین کشمکش دیگر روزی
آمد که سلطنت بمیرزا ابو سعید بهادر خان شهید بن سلطان میرزا بن سلطان
جلال الدین میران شاه بن امیر تیمور رسیده و کابل را که از جمله متصرفات اوست
میرزا الغ بیگ پسرش اداره مینماید مگر دیری نمیگذرد که الغ بیگ در ٩٠٧ھ
در کابل فوت میگردد و امرا پسرش عبدالرزاق را از بی کفایتی که داشت
فرار میدهند و درین بین که آخرسنه ٩٠٧ھ است محمد مقیم نام پسر امیر ذالون
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
