Machine transcription
شماره ( دوم ) سال دوم
مجله کابل
( ۱۸ )
شهوارش بر زمین میپاشند ، « یا تاج شب » در دانه های منور خود را که هر يك او خراج حبش است روی زمین میریزد یا ماهتاب يك زاهد شب زنده دار است « که ماهتابی » انوار تنفس اوست که نور از انفاس ملائک دزدیده .
امشب حوزهٔ پغمان از ضیای تبسم آسمان مسرور است یا خود در پاره های الماس غرق در پای نو برگشته و با همه رعنائی خود سرا پا نشاط است . ماهتاب يك بوسهٔ محبت فلك است بر رخسارهٔ این جمال مقبول ، يايك نغمهٔ وجدانیست که ازین مسکن کوهستانی سوی فلك مائل پرواز است .
امشب پغمان را که یوسفستان حسن زمین است ماهتاب با بادلهٔ دامن ضیا پاش خود در بر گرفته اسرار مبهم کائنات را باو قصه میکند ، امشب در حریم پغمان انجمن حسن و جمال برپاست ، امشب نظارهٔ نشیب این دره های حسین بچشمان خراب آلود کسی میماند که بلمس نسیم تعطر آمیز بروی عاشق خسته دل نیم باز شده ، من این نقاشی فطرت و اختراع جمیل قدرت را گاهی به یاسمن زار رقصان تشبیه مینمایم و گاهی میگویم حسن کائنات با همه زیبائی خویش جبین نیاز را به درگاه خلاق کائنات می ساید .
من سراپا شوق هنوز از تماشای این موسیقی رنگین و حسن کیف سیر نشده بودم که خواب بیخودی در حریم پلکهایم مثل بو در گل ، کیف در نغمه ، بیتابی در شوق ، راحت در غنود و نور در ماه قدم نهاد و من در حالیکه از خود رفته بودم داخل بستر شدم ، یادم می آید ، زمزمه میکردم « فتبارك الله احسن الخالقين » .
صحرا
استقبال از مستغنی
چه خوش باشد برون بردن دل دیوانه در صحرا
شدن ساکن بآزادی ز قید خانه در صحرا
خوشا عمری بآزادی حیات ساده پیمودن
بآغوش طبیعت ساختن کاشانه در صحرا
ز رنگ دهر چون نفرت دل چادر نشین دارد
نمیسازد تعلق جز سپاهی خانه در صحرا
چرا در کنج غم بودن برنج دهر فرسودن
بیا ای بیخبر بیرون دمی از خانه در صحرا
۱۶۸
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
