BrowseTārīkh-i Mazār-i Sharīf vāqiʻ-i Balkh → page 19

Page 19

Tārīkh-i Mazār-i Sharīf vāqiʻ-i Balkh · pages 1–129


Page image — the source of record

Scanned page 19 of Tārīkh-i Mazār-i Sharīf vāqiʻ-i Balkh

Machine transcription

( ۸ ) این تعداد زیادتر از تلفاتی است که مسلمین در فتوحات شام و عراق ، و ایران ، ومصر وعربستان داده بودند .(۱) واکر مقتولین جنگ جمل ، ونهروان را بران بیفزائید، آنگاه معلوم خواهد شد که از ریختن خون ناحق امام معصوم رض چگونه فتنه حادث ، وخسارة آن بر پیکر اسلام چه صدمۀ نا قابل جبران رسانید . چنانکه گفته اند پس از وقوع شهادت حضرت عثمان رض تیغ فتنه از نیام بر آمد و غزوات وفتوحات توقف پذیرفته ، تقسیم اموال و غنائم صورت انقطاع گرفت ( * ) . قضیه حکم| جنگهای متعدد و متوالی که در بین حضرت شاه رض و حضرت امیر معاویه رض درارض (صفین) در گرفت ، بسیار دهشت زا، وحیرت افزا بوده ، وچون نائرۀ این حرب خرمن سوز تا صد روز طول کشید (X) وبرای یکی از طرفین فتح حقیقی یار نیاورد ، حضرت شاه ولایت ماب رض يك یورش قطعی تصمیم، ودریکی از شبها که بعدها به ( لیلته الهریر ) موسوم گردید ، خود را بالبسۀ حضرت رسول کریم صلی الله علیه وسلم ملبس ساخته ، وباعزم راسخ ، بطرف مقابل حمله آور شد . دهشت این حرب ، وجدیت طرفین را روضةالصقا بعبارت ذیل رسم میکند : («») آن روز هر دو لشگر چون بحر اخضر د رجوش وخروش آمدند، وبسان دو کوه فولاد بر یکدیگر حمله بردند ، وهوای نبردگاه از گرد سیاه، چون شعر شعرا سیاه شد، از هیبت آواز کوس ودم نای روئین، وهوای ، ، ان زلزلۀ الساعةلشیء عظیم، حجاب شبهه از پیش چشم جهانیان برداشت ، حقیقت ، تكاد السموات يتفطرن ، بردلها کشاده گشت ، و آتش حرب بالا گرفته ابروان از برق شمشیر مجاهدین خون میبارید ، وخنجر زهر دیگر ، از اجساد دشمن آب شنگرف گون میبارید و چهرۀ مینا به من لعل فام خون آلود میگشت، وبشکۀ هیجان قایم بود تا سواران پیاده شده زانو ها بزمین نهادند، وشمشیرها بر یکدگر بستند، علمها بیفتاد، وشمشیرها دونیم گشت، ونیزه ها بشکست، ومواج گرد وغبار بمرتبۀ رسید که مردم یکدگر را نمی دیدند ، و در آن روز ، هیچکس را فراغت آن نشد که نماز بشرائط و ارکان گذارد ، و با وجود آنکه خورشید خنجر گذار پر تو التفات بر دیار مغرب انداخته ، و از نظرها پنهان گشت ، دلیران و گردان هر دو لشگر دست از یکدگر باز نداشتند ، تا کار بجائی رسید که گریبان هم میگرفتند ، و گرده کماه هم میشکافتند ، و امیرالمومنین علی کرم الله وجهه چند نوبت دران شب روی خود سوی آسمان کرده گفت : « بار خدایا ! دلها ترا شناختند ، و قدمها بجانب تو شتایند ، ودستها بسوی درگاه احدیت تو دراز گشتند ، حاجت ها از ساحت واجب الاحترام تو خواهند ، ای پرورد گار عالمیان! (۱) بدوا درین جنگ با حضرت شاه (۹۰) هزار نفر بود، که از اجمله (۸۰ نفر) از اصحاب بدر و( ۸۰۰) نفر از بیعت الرضوان بودند ، اما از طرف حضرت امیر معاویه رض (۱۶۰) هزار نفر بجنگ حاضر شده بودند ص ۱۴۸ سطر ۶ و ۱۳ جامع التوا ریخ . در تاریخ سیاسی اسلام سپاه امیر معاویه را ۸۵ هزار واز حضرت شاه را ۹۰۷ هزار میگوید ص ۲۸۳ (*) حبیب السیر جزو ۴ ازجلد اول ۴۳ سطر آخر (X) در کتاب جنات الخلود ، مدت این جنگ را ۱۳ ماه وصف آرائی آن را ۷۰ مرتبه نوشته . («») از سطر ۷ ص ۲۷۶ جلد ۲ روضته الصقا يبعد .

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i Mazār-i Sharīf vāqiʻ-i Balkh, page 19. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0983/19 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0983/19
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record