BrowseTārīkh-i Mazār-i Sharīf vāqiʻ-i Balkh → page 15

Page 15

Tārīkh-i Mazār-i Sharīf vāqiʻ-i Balkh · pages 1–129


Page image — the source of record

Scanned page 15 of Tārīkh-i Mazār-i Sharīf vāqiʻ-i Balkh

Machine transcription

(ز) شاد در ین شجره عبدالشمس وهاشم را که برادر همدیگر و اول الذکر اب الابای خلفای امویه دمشق واندلس ، ومؤخرالذکر جد نخستین فخر کائنات ص، ودوازده امام رض، وخلفای عباسی بغداد ومصر (۱) بوده اند، بیابید . این دو برادر توأم (دوگانگی) بدنیـا آمده، و بادیگر توأمان ، امتیازی که داشتند این بود که پیشانی یاشانه هر دوبهم چسپیدگی داشت ، این چسپیدگی هم طور محکم ومربوط بود که همه میدانستند تاوسیله برای جدائی شان بکار برده نشود، احتمال ندارد که خود بخود از هم جدا شوند . فلهذا موضع چسپیدگی هردو را باشمشیر از هم جدا کردند ،و باین وسیله در بین این دوبرادر تیغ نهادند، وباتیغ جدائی انداختند ،چنانچه هر که از بزرگان عرب درینموقع بودند گفتند در بین ذریات این دو نفرهـمیشه شمشیر حکم خواهد بود ، ومسلم آنست که حکمت شمشیر بدون خونریزی چیز دیگر نیست (۲) ماهم که متون تاریخ دوره ایات قبـلوی را مطالعه مینمائیم همیشه در بین این دو عشیرهبزرگ، در هر عصر وزمان ،بر حسب اقتضای همان عصر اختلافاتی موجود بوده،ویکی تابعیت دیگر خودرا به طیب خاطر ورضا قبولدار نشده اند (۳) اگرچه حضرت رسول اکرم ، ونبی خاتم ص از بنی هاشم بودند ، اما آن رحمة للعالمین برای ساکنین ارض وسماء عین نور ، وایمان بوده وچون با بعثت حضـرتش يك دنیای اخوت ، اخلاق مساوات، رحم ، عدل، بمیان آمد ،در تابش انوار هدایات حضرتش، اختلافات قومی ،وحس تفوق جوئی ،تارو پود هستی که بعث، وهمه اقوام وعشایر عرب برای باراول بعنوان وحدت از دوئی و نفاق گذشته ، بر ای پیشبرد يك مطلب ومرام مـانند جسم و جان بهم آمیخت. یعنی تلقینات آن نبی اولوالعزم ص که از ورای عالم امکان، واز حضور خالق انس وجان . برایش میرسید، نور وحقیقتی باخود داشت که سنگ خارا وصخره صما را بشهادت دین حق زبان میداد و با قرار پیغمبری حضرتش قوت بیان می بخشید . عهد با عظمت شیخین با شش سال اول خلافت ذی النورین رضوان الله تعالی علیهم اجمعین سالهائی بود که دنیای اسلام بتمام معنی عروج عدل واحسان، واوج امنیت وجدیت را خود دیده ، ومسلمین از حیث تهذیب و اخلاق ، ثابت و واضح نمودند که مظهر مزایـای دین مقدس ، و پیروان حقیقی پیغمبر برحق خود اند . چون حضرت ذی النورین ، و زوج نیرین ، در قوم خود از بنی امیه ( اموی ) بودند و از بعضی خویشاوندان شان مخصوصاً وزیرشان (مروان) که فطرتاً هنگامـه جو بوددر کار رعایا بی نظمی وضعف اداره دیده شد ، در سالهای آخرین خلافت وی از یکطرف بتحريك (۱) خلفای فاطمی مصر ، و ادریسی های مراکش هم از بنی هاشم بودند. (۲) زینت المجالس ص ۷۱ حديقة الاقاليم ص ٤٥٩ (۳) یکی از اختلافات جدی شان بباعث(سدانت كعبه مكرمه) بود که برای بنی هاشم رسیده وبنی امیه از آن محروم مانده از۲۰ منصب متعلق به مکه مکرمه (پرده داری) از همه بیشتر مکرم ومعتبر بود که عرب آنرا (سدانت) وشخص مامور آن کار را (سادن) میگفتند وشخص سادن کلید دار کعبه شریفه هم بود ص۱۰۳و ص ۱۰۳دورهٔ تاریخ عمومی تالیف میرزاعباس خان اقبال طبع۱۳۱۰ تهران .

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i Mazār-i Sharīf vāqiʻ-i Balkh, page 15. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0983/15 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0983/15
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record