Machine transcription
عشق و وظیفه یا شب اخیر
قوماندان اردو امر میکند هرچه زودتر شهر را ترك نموده بهر واسطه که ممکن باشد بطرف شمال حرکت نمائید!... برای حرکت ماسه روز وقت دارد و میگوید که باید تا به ۳ روز دیگر برائیل بکلی تخلیه شود...
قوماندان ساکت میشود ... چشمانش یك نقطه می بیند. و در پیشانیش قطرات عرق می درخشد ...
رفقا! با تأسف باید بگویم در جبهه غرب هم قوای آلمان دچار هزیمت شده اندایندفعه بخت با ما سازش نکرد... حرب را باختیم ...
سر خود را بلند می کند... موهای زرد خود را با دست درست نموده مشت های خود را سخت فشار داده می گوید:
رفقا با این هم یأس را بخود راه ندهید!.. هنوز آلمان زنده است !..
از هیچ طرف آواز شنیده نمی شود.. همه ایستاده و چشمان شان بطرف قوماندان متوجه است .
فعلا بروید !.. و در اطاق های خود منتظر امر باشید!..
همه ضابط ها یك حرکت دور خورده يك يك از دروازه خارج میشوند .
روز دیگر ... فرقه آلمانی که در شهر برائیل متوقف است به تهیه و تدارك لوازم سفر مشغول هستند... به قوای آلمانی که در استحکامات هستند امر داده شد که اشیای ثقیل خود را مخفیانه بدنبال حرکت بدهند... شب بعد ازینکه تاریکی حاکم میشود موتر ها، گادی ها و کراچی های که بسمت مجهول در حرکت می باشند دیده میشوند... بعد از ٤ ساعت دیگر شهر را ترك میدهند... تخلیه شهر يك امر مخفی است... برای اینکه بصورت صحیح از انتشار این خبر جلوگیری شود ترتیبات منظمی گرفته شده است...ارکان حربیه از حملهٔ ناگهانی دشمن در هراس هستند...چه اگر آنها از حرکت فرقه و بردن لوازم ثقیل از جبهه خبر شوند بهر حال حمله می کنند..بسیار کوشش می کنند که از حرکت فرقه هیچکس آگاه نشود... بضابط هائیکه در خانهٔ رومن ها سکونت دارند امر داده شده است که اشیا و لوازم خود را قبل از حرکت حاضر نکنند تا برای اهالی اشتباه پیدا نشود فقط روز موعود نیم ساعت قبل از حرکت لوازم و سامان خود را تهیه کرده ویك دم خانه ها
- ۱۷۰ -
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
