Machine transcription
(١٠٧)
خود رهانید (١) متوجه تباهی شهزاده جهانگیر که قراریکه قبلاً ذکر یافت در بالاحصار پناه
گرفته بود . (٢) گردید چنانچه بالاحصار را محاصره نموده ويكيك يك نفر نانوا (٣) نقب
زده و تا مدخل بزرگ قلعه فوقانی را پرانده و اگر چه جهانگیر را سلامت گذاشت ولی
حالت او را خیلی بحرانی ساخت . شهزاده قبلاً بمخالفت چند نفر همراهان بیوفا و خائن قلعه
تحتانی را تخلیه نموده بود که به سهولت انقلابیون آن را بتصرف خویش در آورده اند .
باین صورت شهزاده جهانگیر دچار اضطراب و وحشت گردیده و یکشب که باران خیلی بشدت
می بارید و تاریکی و ظلمت زیادی بر فضا طاری گشته بود بالاحصار را گذاشته و با
چند نفر از همراهان معتمد وفدائی خویش بدون آنکه کسی او را ببیند از دروازه کاشی
برآمده و فرار نمود . (٤) بهر كيف زمام امور کابل بدست دوست محمدخان افتاد ولی
هنوز هم بکلی مطمئن و آسوده خاطر نگردیده بود زیرا دیری نگذشته بود که اطلاع یافت
که محمودشاه و پسرش شهزاده کامران با عسکر خویش از قندهار حرکت نموده و بمقابله
روان گشته اند ولی با هم در حالیکه از فتح و فیروزی و غنائم آنهم سنجیده و در برحسب
خواهش او اجرا گردیده بود خیلی خرسند و مسرور بوده بتصويب و مشوره برادران خویش
شهزاده سلطان علی را پادشاه کابل (٥) ساختند و بر تخت نشانید و خودش را وزیر او ساخت
ولی در حقیقت و باین ترتیب قوه و اقتدار حقیقی را از ان خودساخته بود .
ترجمه شاغلی صدقی
محمود بزودی دانست که اسکات خطرناک خواهد بود ، شهزاده جهانگیر دو باره
بوی ملحق شد و کامران نیز فامیل آن بود که عسکر کوچکی (٦)
(١) عطامحمد خان بعد از آنکه کورشد عزلت و انزوا گزیده، و در علی آباد بسر
میبرد و بدون آنکه کسی باو وقعی بگذارد یا رحمی کند .»
میسون ، کتاب قبل الذكر جلد سوم صفحه ٤٦ .
(٢) و این و کونولی فرار شهزاده جهانگیر و محاصره بالاحصار را پیش از کور ساختن
عطامحمدخان ذکر مینمایند در حالیکه میسون، شراری و موهن لال بالعکس اظهار میدارند. شیرازی
میگوید که محاصره بالاحصار چهل روز طول کشیده و دوام نمود (تاریخ احمد شاه درانی
صفحة ١٤٤) .
(٣) و این کتاب قبل الذكر صفحة ٣٤٠ .
(٤) معن جرنی ان ،بلوچستان، افغانستان و پنجاب جلد سوم صفحه ٤٧ . و موهن لال
لایف آف امیر دوست محمدخان جلد اول صفحة ۱۱۳ . واین غلط کرده که گفته او بهرات
فرار نمود اوزت توغزنی ، کابل و افغانستان صفحة ٢٤٠)
(٥) و این صفحه ٣٤١ ، موهن لال جلد اول صفحة ١١٤ ، و کونولی جرنی تو دی نارت
آف اندیا جلد دوم صفحة ۳۸۷ ، کونولی بغلط این شهزاده را سلطان محمد خوانده است
(٦) قبل از آنکه کامران هرات را ترک کند درباره مذاکره صلح با فتح علی شاه
شاه ایران بسیار احتیاط کرد و سيف الملك پسران خرد و یار محمد خان را برای اداره
آن مقام گذاشت (هوگت ، دی آرمی آف دی اندس صفحه ٤٠٠)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
