Machine transcription
( ٤٢٩ )
پیتون Peithon پسر اجنور Agenor داده شد و این شخص کسی بود که اسکندر
در زمان حیات خویش او را والی سند مقرر نموده بود و لی بعد از وفات
ولیعمت خود دیگر نمیخواست در آنجا بماند .
چون حملات اسکندر و فتوحات او در هند چشم حکمفرمایان بومی آن سامان
را باز و حقایق را تا یک درجه به آنها جالی کرده بود هر کدام در صدد تحکیم مقام
و نفوذ خود افتاده بودند چنانچه « آنتی پاتر » که در غیاب اسکندر نایب السلطنه
یونان بود و تقسیمات فوق الذکر تحت اداره و رای او تصویب شده بود هم
این وضعیت را حس کرده دانست که دیگر نمیتواند از اقتدار را جاهای وادی
اندوس کاسته و بر آنها سلطه پیدا کند لذا مجبور شد که امفیس Amphis
یا امبهی Ambhi شاه تا کزیلا و پوروس Poros رقیب بزرگ اسکندر را به
حیث حکمرانان ایالات پنجاب شناخته و در عوض به اینکه صرف بنام تحت الحمایه
مقدونیها باشند راضی باشد .
نا گفته نماند که در حقیقت وضعیت ایالات هندی امپراطوری اسکندر پیش
از وفات فاتح مقدونیه مشرف بر پراگندگی شده و حکومت بدست شهزاده گان
هندی و جنرال های یونانی یکجا اداره میشد . اگر خوب دقت شود در زمانیکه
هنوز اسکندر حیات داشت پراگندگی در وضعیت یونانی ها در هند حس میشد
چنانچه « فیلیپوس » Philippos که از طرف اسکندر در ایالات هندی والی بود
در سال ۳۲٤ قبل الميلاد بدست یکدسته عساکر یونانی مقتول شد و چون قضیه
به اسکندر رسید یکی از افسران دیگر خود را که « اودیموس » Eudemos نام
داشت بقسم حکمران نظامی مقرر کرد تا پهلوی ( امبهی ) شاه هند امورات حربی
را مراقبت کند . چندی نگذشته بود که این جنرال از راه تحريك وخيانت پیش
آمده همقطار هندی خویش را بقتل رسانید و خودش با عسکر مجهز و یکصد و بیست
فیل بر آمد تا ایومنس Eumenes جنرال دیگر یونانی را که با ( آنتی پاتر )
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
