Machine transcription
(٣٩٧)
مومی الیه پس ازانها هنگامیکه در مملکت فارسید ادعای الوهیت کرد .
پادشاه هخامنش خوب خود را باخته بود و آرزو داشت که اسکندر با او
صلح کند ، و همینکه اسکندر به طرف موصل پیش آمد موصوف بوحشت افتاده
طالب صلح شد و حاضر گردید که سلطنت موروثه را با اسکندر قسمت کند و حد
فاصل دولت خود و دولت اسکندر را رود فرات قرار داد . این بی دست و پائی
داریوش سکندر را بیشتر قوت داد و بر فتح مطمئن تر ساخت ، و خواهش
داریوش را رد کرد . داریوش ناچار آمادگی جنگ دید و از هر طرف استمداد
جست ، و جمیع عساکر و معاونین خود را در بابل احضار نمود، و خود در فکر
اسلحه و اصول جنگ شد .
در موقع عبور اسکندر از رود دجله فارسیان بسیار غفلت کردند و گرنه عسکر او
در آن موقع بوحشت در افتاده بود .
میدان جنگ گوگاملا بود که محلی است قریب شهر موصل . جنگ شروع
گردید و هر دو لشکر بر روی هم افتادند در اوائل معلوم میشد که داریوش غالب
خواهد آمد ولی اسکندر مانند جنگ ایسوس خود را بداریوش رسانیده ژوبینی
بطرف او افگند این ضربت با و اصابت نکرد ولی عرا به ران او را سر نگون ساخت
در میان قراولان همهمه پیچید زیرا پندا شتند که این ضربت بخود دار یوش
رسیده است و شکست از يك صف بصف دیگر سرایت کرد . داریوش هم بدون آنکه
کاری کند فرار کرد . این جنگ شکست قطعی بود که بر فارسیان وارد آمد
و گلیم دولت هخامنشی جمع کرده شد .
اسکندر در گرفتن سرزمین فارس هیچ مانعی نداشت . مواضع ر ا یکی پس
از دیگر گرفت تا اینکه به پر سی پولس رسید و اهالی را بکشت و اسیر ساخت
و چون درین اوقات مانعی برای خود نمی دید بیشتر مجالس باده نوشی ترتیب میداد
در یکی از مجلسی های عیش و نوش ثائیس نام يك زن آتنی از او خواهش کر د
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
