Machine transcription
فصل سوم
عریضه عازم مقربشد (شیرعلیخان) ازحرکت من مطلع گردیده کلات را محکم نموده
در انجا توقف نمود بعد از اینکه دوازده روز هم در مققر منتظر عمویم شدم عازم کلات
(شیرعلیخان) ده هزار سوار را بسرکردگی (شاه پسندخان) و (فتح محمدخان)
مأمور نمود که اطراف اردوی مرا بچایند من از جاسوسی شنیدم که این سواره در
مقامی که تقریباً یک فرسخ و نیم از اردوی من فاصله داشت در کمین نشسته اندپس از اینکه
وارد مقام موسوم بخشمه پولگت شدیم بمن اطلاع دادند که این سواره شب را در قلعه
کهنه بسر برده اند برسیدن این خبر (بجنرال نصیرخان) و (عبدالرحیم خان)
حکم دادم که با یک هزار سواره درانی و دو فوج پیاده نظام و شش عراده توپ بقلعه
مذکورش بخون ببرند مشارالیهم حکم مرا باجرا داشته بغتتاً بسر دشمن ریختند نتیجه
این شد که دشمن فرار نموده سیصد نفر از آنها مقتول و هزار نفر اسیر شده مابقی
گریختند از لشکر من فقط یک نفر کشته شد زیرا که دشمن بجنگ نپرداخته مضطرب
شد فرار نمودند اسیرها را بغزنین فرستادم (شیرعلیخان) از این قضیئه نامساعد
پریشان شده تا یازده روز اقدام بجنگ نکرد در این حین عمویم با سواره و پیاده
خود وارد گردید من او را از این واقعه مطلع ساختم از این محلی که اقامت داشتیم
تا قندهار دو راه بود یک راه از کلات غلجائی بقندهار میرفت و راه دیگر از خاک
طایفه هوتکی گذشته داخل اناوه ارغستان شده از راه سندی حصار بقندهار میرفت
در امتداد این دو راه کوه مرتفعی حایل است من خیال کردم چون (شیرعلیخان) خیلی
زحمت کشید قلعه کلات را مستحکم نموده اگر من از راه ارغستان بروم تمام زحمات
او به در خواهد رفت این خیال خود را بعمویم اظهار داشته مشارالیه نیز بتدبیر من
متفق شده از راه مذکور عازم گردیدم وضع حرکت ما همیشه اوقات بقرار ذیل بود
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
