Machine transcription
فصل دویم
۴۷
ولی قبول نکرد بحکم مراجعت آنها داد پس از ورود باردوی برادرش (امیر شیرعلیخان)
بجهت پذیرائی پدرم بیرون آمده رکاب او را بوسیده باین تملقات مزورانه پدرم
را فریب داد و از اراده جنگ نمودن با برادر بزرگتر خود اظهار تاسف نمود سندی
بجهت پدرم حاضر نموده خودش مشغول خدمتگذاری شد پدر ساده لوحم از اینکه تهاجمین
او برادرش مرتفع گردید خداوند را شکر نمود از چند ساعت باردوی خود مراجعت نمود
هفت هزار گوسفند و دو هزار خروار آرد و جو بجهت برادرش فرستاد زیرا که (امیر
شیرعلیخان) باردوی پدرم آمده بازدید نمود بعد از مراجعت خود (محمد رفیقخان) را نزد
پدرم فرستاده خواهش نمود که (با میرشیرعلیخان) اجازه بدهد که بجهت زیارت قریشا
مردان (مزار شریف) بیاید بعد بکابل مراجعت نماید زیرا که در کابل کارهای زیاد دار
پدرم با و اجازه داد لشکر خود را از راه (دره یوسف) بطرف بلخ فرستاده خودش با
سه هزار سوار خاصه خود باتفاق (امیرشیرعلیخان) از راه آقاق عازم گردید وقتیکه لشکر
پدرم به تختیپل رسیدند من در اینجا بودم بپدرم نوشتم اشتباه بزرگی نموده اید که لشکر
خود را از خود جدا کرده اید ولی پدرم اعتنائی بعرض من نگذاشت (امیر شیرعلیخان) پسر
خودش را (سردار محمدعلیخان) را جلوتر از خود بمزار شریف فرستاد (سردار محمدعلیخان چنین تصویر
میکرد که باید من (بمزار شریف) رفته او را ملاقات نمایم ولی من کاغذ حسنیم مقدم باو
نوشته گفتم اگر شما زحمت کشیده بملاقات من بیائید از دیدن شما مشعوف خواهیم شد
(سردار محمدعلیخان) جواب نوشت عجالة میخواهم نزد پدرم مراجعت نمایم انشااله
بعد با شما را ملاقات خواهم نمود وقتیکه پدرم وارد (مزار شریف) شد من بخدمتش مشرف
شده سعی کردم با و حالی نمایم که (امیرشیرعلیخان) باشما خدعه کرده است و از پدرم اجازه
خواستم وقتی (امیرشیرعلیخان) وارد شود اورا اسیر نمایم ولی پدرم قرآن را برداشته
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
