Machine transcription
فصل اول
همینکه خبر فوجت نمیر میراتالیق) رسید بنای یاغیگری را گذاشته پسر خودش سلطان مرادخان
را با سواره زیاده دفقه غن ) فرستاد که محرک اهالی شده اغتشاش نمایند من کتیی
لشکر مکمل مشتمل بر سه فوج پیاده نظام دوازده عراده توپ و یکهزار سوار نظام و
دو هزار پیاده ردیف بسر کرده گی سردار محمد علیمخان وسردار غلام خان بجهت تبد یاغیان
مقرر داشتم و خودم اراده نمودم که از راه شورا در نایبن با دشمن متلاقی شوم درین
شروع این حرکت نظامی حادثه بدبختانه رخ داد و آن این بود که سردار محمد علیمخان) عادت
چنین بود که همیشه با دویست سوار از شکر جلو تر حرکت مینماید مکرر با و گفته شده بود
که بجهت صاحب منصب بزرگی مثل شما کار خلاف عقل است بدون پیش اول
خود را در مخاطره بیندازد روزی در اثنای حرکت دو هزار سواره دقه غنی )
که خود را در کوهها پنهان کرده بودند بغفتاً با و حمله آوردند سرایان سردار محمد علیمخان
که از تعداد یا غیان مطلع شده رو بفرار نهادند ولی خود سردار چون عادت بتسلیم
شدن نداشت با چند نفر اشخاص شجاع ایستاده گی نموده جنگ کردند تا همه انها
کشته شدند وقتی این خبر به لشکر رسید یکدسته سواره نظام قبل از این که باغیها
نعش سردار مذکور را ببرند عقب آنها تاخته بعد از جنگ سختی سوارهای (دقه غی شکست
خورده بطرف نایین کر بختند و سیصد نفر زخمی و مقتول در میدان جنگ گذاشتند
روز بعد از این زدوخورد جنگ سختی در نایبن اتفاق افتاد زیرا که چهل هزار سواراً
یاغیها در انجا اجتماع کرده بودند از اول طلوع آفتاب شروع بحمله کردند و تا عصر
این جنگ امتداد داشت و دشمن خیلی دلیرانه میجنگید و اتصالاً تجدید حمله مینمود
تا اینکه آخر الامر فرار کردند در این جنگ در مقابل کشته و زخمیهای دشمن مقتولین
لشکر من خیلی جزئی بودند یعنی از لشکر من فقط سی نفر کشته و زخمی شدند و سردار
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
