Machine transcription
فصل اول
۲۳
دویست هزار را فرستاد که باغیها را عقب نشانیده شترها را از آنها بگیرند وقتی این خبر بمن
رسید بسر کرد ه مذکور حالی نمودم که در فرستادن دسته قلیلی بدون سنجیدن قوت
دشمن اشتباه کرده است زیرا یقین داشتم که صد سوار شتر هائیکه نزدیک بقر اولها بودند
کاری نخواهند داشت مگر اینکه لشکر آنها در این نزد یکها مخفی شده باشند فوراً حکم دادم تمام
لشکر من بجهت جنگ حاضر و اماده شوند و این خیال من صحیح بود زیرا که تا وقتی لشکر من حاضر
شدند دیدیم از دویست سوار یکصد و شصت سوار خود را از چنگ دشمن خلاص نموده پیشروی
یک نفر از صاحب منصبهای شجاع من جلو ریز بطرف ما میآیند و چهل هزار سوار دشمن آنها
تعاقب آرند من احتیاطاً توپهای خود را با دویست نفر سرباز بکوهی که همش دارته بون بود
که نشسته بودم و به توپچها دستور العمل داده بودم تا حکم ندهم توپ نیندازند و هزار نفر سرباز
را بطرف یمن و پانصد نفر را بطرف يسار دشمن مقرر داشتم و خود با بقیه سوار پیاده خارج
از سنگرها با دشمن مقابل شدم وقتی لشکر با کاملاً مشغول حرب بودند و توجه دشمن بکلی مصروف
جنگ بود توپچیها را بعقب سر دشمن فرستادم و لشکرهای پیاده که بطرف یمن و یسار
دشمن بودند حکم دادم شلیک نمایند و خودم هم از رو بر وسختی حمله نمودم دشمن از بایدن گلوله از هر طرف
سراسیمه شده و از تعداد لشکر من بخبر نمرتبه از جا کنده شده رو بعقب برگشته با توپچیهایها
شدند چون دیدم دشمن متزلزل شده است سوارهای خود را بر انگیختم که جداً حمله نمایند حمله سوارها
صفوف دشمن را بر هم زده کاملاً شکست خوردند این جنگ نه ساعت امتداد داشت از طرف
دشمن سه هزار نفر در میدان جنگ کشته شد و از طرف ما تخمینا صد نفر کشته و چند نفر زخمی
شدند ششصد اسیر و پنجهزار اسب از دشمن بدست ما افتاد من حکم دادم مناری از سرهای
مقتولین دشمن ساختند تا بقیه دشمن خائف شوند بعد را پورتی در باب این فتح بزرگ
بعمویم نوشته از نصرتی که برای ما حاصل شده بود او را تبریک نمودم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
