Machine transcription
فصل یازدهم
۲۲۸
اذا جاء اجلهم لا یستاخرون ساعة ولا یستقدمون جهته دیگر هم که مرا محافظت مینماید اینست
ویقین دارم انمغنی از فقره که ذیل تصریح میشود در زمانیکه طفل بودم بمن گفتند شخص مقدسی طلسمی داره
که بکاغذ مینویسد هر کسی با خود نگاه ندارد هیچ اسلحه ناری یا اسلحه دیگر باو کار نمیکند اولش
این طلسم را معتقد نبودم لهذا طلسم مزبور را بگردن گوسفندی بسته امتحان کردم اگر چه
خیلی سعی کردم حیوان مذکور را بگلوله بزنم ولی بهیچ گلوله با وصدمه نزد باین دلیل ناطق
بطلسم مذکو رمعتقد شده ببازوی راست خود بسته از طفولیت تاکنون همراه
دارم اعتقادم این است اسباب حفاظت من همین طلسم شده است متأسفم بسبب انچه یک
سرباز که میخواست مرا بگلوله بزند معلوم نشد زیرا که یکنفر جنرالی که نزدیکش ایستاده بود بلانا
همانجا اورا بیکضربت شمشیر بقتل رسانید اگر چه فریاد زدم او را نکشید تا تحقیقات بوه
بعمل آید چراکه بخیال من سرباز مذکور رایکی از دشمنان قوی ومخفی من مخصوصاً باین کار واداره
اتفاق عمده دیگر که در زمان اقامت من بترکستان واقع شد این بود که از دو نفر عیال من
دو پسر متولد شدند یکی از آنها بتاریخ نوزدهم محرم سنه هزار و سیصد و هفت که
اسم او را باسم خلیفه دویم محمد عمر نهادم ودیگری بتاریخ یازدهم صفر سنه هزار وسیصد
هفت متولد شد اسم او را باسم خلیفه وداماد عزیز پیغمبر (غلام علی) نهادم این پسر حالا
بجهت تسکین قلب اهالی انجا در ترکستان میباشد تا انها او را ببیند زیرا که خودم که
پادشاه انها هستم نمیتوانم نزد آنها بمانم (محمد عمر) پسرم بمیه میباشد مشارالیه بکابل است
وبعضی اوقات مثل سایر برا در هایش بهمان ترتیباتی که مخصوص در بارخودم میباشد
بدربار برادر خودش (حبیب الله خان ) حاضر میشود بتاریخ ششم ذیحجه سنه هزارو
سیصد و هفت که بکابل مراجعت نمودم در زمان غیبت دوساله من پسرم (حبیب اللہ خان )
بطورسی عاقلانه وزیر کانه حکومت کرده بود که کاملاً برحسب میل من بوده است بپاداش
این
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
