Machine transcription
فصل اول ۱۷
عمق بیست و سه ذرع عرض داشت خندق بخانه آب خندق خیلی صاف بود باین جهت
صاحب منصبهای من پی را که از نی بافته و تقریباً یکذرع زیر آب قرار داده بودند نتوانستند
ببینند لهذا با نعره های بلند نصرة صاحب منصبهای مذکور خود را در آب انداخته بطرف مقابل
گذشتند سربازهم فوراً بآنها اقتدا نموده بازار ها را هم متصرف شده دیوارهای
ارگ را سوراخ نموده بطرف اشخاصی که داخل ارگ بودند تیر اندازی نمودند در حین
این واقعه من کاغذی بحاکم ارگ نوشتم که اگر خود را تسلیم نماید جان و مال عساکر او را
امان خواهم داد و انها را مثل رعایای خودم خواهم دانست و حکم دادم دیگر تفنگ
نیندازند و این کاغذ را بدست یکی از اسرا داده فرستادم حاکم و سرکردهای ارگ بیرون
آمدند که شخصاً من جواب بدهند و در باب شرایط تسلیم شدن مذاکره نمایند شرایطی که
من اظهار داشتم قبول نموده دروازها را گشودند اهالی آنجا دسته دسته بیرون آمدند عشر
این ها را نزد عمویم فرستادم و او رؤسا را خلعت داده آنها را مرخص نمود بخانهای خود برون
جمعیت آنها کاملاً دو هزار نفر بود ولی چون امیر آنها از علم جنگ بی بهره بود برای آنها فقط
دو روزه آذوقه تهیه کرده بود هرگاه من حمله خود را بتاخیر می انداختم خودشان مجبور
می شدند تسلیم شوند ظاهر امیر آنها خیال ننمود که فقط چادر و بیدقی که امیر نجف بر آنها
داده است مکفی خواهد بود که از لشکرهای زیاد نگهداری نماید خدا را باید ممنون بود
که چنین اشخاص جقیل را خلق نموده است
کسان میر اتالیق از این رفتار رؤفانه ماشعوف و متعجب بودند زیرا که سرگردهای آنها گفتگو
زیاد در باب ظلم افاغنه با آنها نموده بودند و حالا که خوف آنها زایل شده بود جمعی از
آنها متفرق شده بخانهای خود رفتند تیرند بور با چند نفر از همراهان وفا دار خودها
از ملک رقته غن خارج شده به رستاق نزد میربای بدخشان پناه برد بر رسیدن اینخبر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
