Machine transcription
فصل هشتم
۱۸۳
ترکستان مقرر داشتم که سرحد شمالی و مغربی افغانستانرا مواظبت نموده بموجب دستورالعمل
خودم رفتار نمایند حدود جنوبی و مشرقی افغانستان بتصرف انگلیسها بود که (سردار شیرعلیخان) را
والی قندهار مقرر کرده بودند و خود انگلیسها هم هنوز در قندهار بودند ولی بعد از چندی انگلیسها او
مذکور را از قندهار بکراچی فرستاده با و مستمری دادند و در اواخر جمادی الاولی ۱۲۹۸ لشکر انگلیشان
را تخلیه نموده بتصرف من دادند لند آ آنجا را هم یکی از ولایت مملکت خود محسوب نمودم با جایکه میتوانم
بفهمم جائیکه باعث تبعید والی (شیرعلیخان) از قندهار بحکم انگلیسها گردید چه بوده است بقرار دون
(۱) محمد ایوبخان تهیه آلازمه در هراة دیده و قوای حربیه زیادی جمع آوری کرده بود که بقندها
حمله نماید و والی (شیرعلیخان) قوه مکفی نداشت که (ایوبخان) مقابله نماید زیرا که قبلا بجنانی
(ایوبخان) جنگ کرده بود کم قوتی او ظاهر شده بود (۲) خیالات اهالی قندهار و عموماً
سایر جماعت اسلامی نسبت بوالی مذکو بحسنا نه نبود و شرایط خیلی نامطبوع مردم واقع شده
بود و همیشه بیم داشت که شورشی بر پا شود و در مخاطره کشته شدن بود (۳) من هم قراری در با
مجزا بودن قندهار از افغانستان نداده بودم و این کار را امضاء نداشته قندهار را خانه اجدادی خود
و پای تخت بعضی از حکمرانهای سابق مملکت خود میدانستم ولی در این موقع که انگلیسها از من با
کردند شهر مذکور را متصرف شوم در صورتیکه تردید زیاد و تسامح داشتم قبول کردم انگیزی
احالت خود را در قبول نمودن قندهار دو چار اشکالات میدیدم بایندلیل که میدانستم بدون
اینکه (ایوبخان) مرا فرصت تهیه بجهت حفاظت آنجا دهد حاضر است بقندهار حمله نماید نیز
میدانستم چون کابل هنوز در حالت انقلاب است و اگر بجهت جنگیدن با ایوبخان ) به
قندهار از کابل حرکت نمایم لابد تا چند ماه از کابل دور خواهم بود و در زمان غیبت من بجهت کابل محاظر
فراهم خواهد آمد از طرف دیگر سلطنت افغانستان بدون داشتن قندهار مثل صورتی بود که مبتی ندام
باشد یا مثل قلعه که دروازه ندارد و من شخصی نبودم که در انظار ملت خود جبون و کم جرات خود را
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
