Machine transcription
(٤٤٦)
سفر زمانشاه
بعزم و ارادهٔ حج بیت الله شرفها و تعظیمها
و پیش آمدهای سفر زمانشاه از دارالسلطنه کابل الی
بلخ و هرات و طهران و تاریخ وفات امیر حیدر
و امیر حسین اوزبک
بقراریکه در ضمن گفتارها در فصلهای قبل مختصر اشارات گردید سلاطین و خاندان
سلطنتی و وزرا و اقوام و معاصران ایشان بامور دیانت حقهٔ اسلامیه نهایت پابند و بايك عالم
گرفتاری چنانکه از مطالعهٔ تاریخ برمی آید از هیچگونه اعمال ستوده و خدمات شایستهٔ
دینیه و ملیه قطعاً غافل نبوده و از عوامل خیر هیچگاه و در هیچ نقطه فروگذاشت نکرده اندو در
هر حال و در هر محلی و بزهرمشقتی که برمیخوردند در خدمات دینی و مذهبی بصورت بسیار
بهتر ابراز دیانت و شریعت شماری میکردند و بنا بیضا و امر مقدس حضرت الهی که ادای فریضهٔ
حج بیت الله را بر هر فرد توانگر اسلام فرض قرار داده است اعلیحضرت زمان شاه غازی در
آوان عزل از امور سلطنت و در هنگامی که از نعمت بینائی محروم و وجودش از اثر مصائب
روزگار علیل بود باین اقدام نيك از دارالسلطنه کابل بدین نیت خیر کمر ببست . تفصیل
این سفر چنان است : بعد از انکه از قید نظر محمود شاه در آوان سلطنت اولش رهائی یافت
عازم سرهند و لودیانه و راولپندی و رهاس شد و تا این زمانی که مطابق به سال ۱۲۳۲ ه ق
است چند بار در کابل بقندهار و بلاد متصرفات افغانستان علی الخصوص در زیارات و ابنیهٔ دینی
وقت بسر میکرد و خاصهٔ آنروز در نگاه حضرت مجددالف ثانی و حضرت نظام الدین اولیاء واجمیر
شریف در حجره های زیارات بابرکات بود و وظائف بندگی خدا (ج) میگذرانید و با
مقدسات مذهبی پیوسته احترام و از دارائی شخصی خویش در راه خدا صدقات مینمود.
در سلطنت ثانی اعلیحضرت محمود شاه عزم کرد که به همراهی شهزادگان و شاهدخت ها
و از واج محترمات بغرض ادای فریضهٔ حج بیت الله شریف از کابل براه هرات و از انجا براه
جده شریف بمکه معظمه متوصل و مشرف گردد اما همراهان او در قید تاریخ نیامده است که عبارت
از چند نفر و زمان شاه با کدام اشخاص از اقارب خود و یا کدام نفرها از عمله و فعله رهگرای
منزل مقصود شد اما خط سیر او با بعضی موانعی که در پیش آمد معلوم است که موصوف از طرف
سرداران بارکزائی در کابل در اوائل سلطنت اول محمود شاه مدتی در قید نظر بود و چون
بساط زندگی را در کابل برخودتنگ دانست از دارالسلطنه کابل با مشقات به بلاد هند
عزیمت کرد و در دوران سلطنت اول شاه شجاع الملک مصمم کابل گردید و در حال اقامت
بکابل بحیث معظمترین شخصیت خاندان جلیل سلطنتی در کابل و بقندهار میزیست و پس
از آغاز مخاصمت محمود شاه و اهالی کابل با ازواج محترمات و شهزادگان و شاهدخت ها
دارالسلطنه کابل را ترك و بصوب پشاور و لودیانه و پنجاب و راولپندی شتافتن گرفت .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
