BrowseDurrat al-zamān fī tārīkh Shāh Zamān → page 147

Page 147

Durrat al-zamān fī tārīkh Shāh Zamān · pages 1–700


Page image — the source of record

Scanned page 147 of Durrat al-zamān fī tārīkh Shāh Zamān

Machine transcription

تبدیل کلاه جواهر نشان از بهر آنست که در هنگام کارزار از طرف خصم شناخته نگردم واز آسیب بر کنار باشم و شما باید دل از دست نداده مردانه وار بکوشید . چون رسم سوال وجواب تاهین جا ادامه داشت که قواء شهزاده یورش آورد ولشکر شاهنشاهی را از پیش برداشت . در آن حالت شهنشاه زمان بجهر بلند گفت [هل من ناصرینصرنی [۱] نواب خان الکوزائی ایشیک اقاسی و توکل خان و کشن خان سر جماعتهای غلا مخانه قلماق [۲] از استماع آواز شهنشاه بطریق معاونت پیش آمدند. از میان توکل خان نظر بآنکه هزیمت را باعث قتل عام طایفه خود از دست شهزاده میدانست جسورانه گفت این مغلوب شدن نتیجه همان کلاه بر داشتن شاهنشاه است. اعلیحضرت جواب اول خود را که قبل از شروع جنگ ببرایشان فرموده بود تکرار کرد همرا هان و افسران اعم از درانی و غلامخانه بتاخت و تاز آغاز کردند و همراهان محمد عظیم خان که تحت قومانده او و علیه ا فواج زمانشاهی پای جلادت می فشردند چنان هزیمت دادند که محمد عظیم خان مذکور با لشکر خود از فرط بیهوشی راه هرات را فراموش کرده بسوی قندهار آمدند و در قریه ذاکر که بفاصله هفت میلی قندهار واقع است در منزل جناب میان عبدالحمید درویش پناه بردند. بعد از انجام گیر و دار جناب میان عبد الحمید فقیر که از عصر اعلیحضرت تیمور شاه در میان فقرا و صلحا از طرف شهنشه مد رانی بچشم احترام دیده میشد موصوف ملا جان محمد ولد خود را [ با محمد عظیم خان که او میخواست خود را بحضور زمانشاه تسلیم نماید ] بطور شفاعت نزد شهنشاه زمان فر ستاد تا از گناه بزرگ محمد عظیم خان در گذرد . شهنشاه زمان نذر بآنکه محمد عظیم خان مذکور دست از جان شسته و در موقع تشرف شمشیر در دست و کفن بگردن آویخته باریاب شد و علاوة ملاجان محمد بن میان عبدالحمید درویش نیز با او همراه بود اجازت بار یابی وفرصت حرف زدن حاصل کرد . مذکور بعرض رسانید [ سزاوارآنم که بدین تیغ سرم بریده شود و بدین کفن تنم پیچیده آید ] شهنشاه زمان که بنام علما و سادات و مشایخ احترام داشت وعلاوة سران اقوام را نیز از نظر عاطفت خسروی محروم نمی خواست تقصیرات اورا طرف عفوقرارداده و با عطای خلعت اسپ وشمشیر بنواخت ودر زمرۀ خدام شاهنشاهی شرف شمولیت بخشید . [۱] معنی هل من ناصرینصرنی) اینکه آیا یاری دهنده ای هست که یاری دهد مرا . [۲] توکل و کشن خان سرداران مردم قلماق بودند و آنها با گروه خوددر عهداعلیحضرت تیمور شاه از بلخ بکابل خواسته شدند و در کابل بدین اسلام مشرف شدند . [۳] اهمیت اعطای اسپ وشمشیر در فصل علیحده اشراح یافته ست .

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Durrat al-zamān fī tārīkh Shāh Zamān, page 147. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0964/147 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0964/147
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record