Machine transcription
محمد امین خان نیز از طرف خود نقب انداخته مردم سردار محمد امین خان چالاکی نموده پیشتر از نقب سردار محمد شریف خان زیر خندق را خالی ساخته پر انبه و آب آنرا یافت خندق خشك گردید هر گاه مجموع وقایع ایام محاصره برنگارم دفتر ساخته خواهد شد و این موجز احتمال زیاده ازین ندارد بنابرین عنان جواد قلم را با مطالب ضروریه عطف داده تا اصل مقصد از دست نرود حق تعالی ظل ظلیل شهریار جهاندار بر مهرد مورد توالی ایام و شهور ممدود داراد در ایام که ماهیچه اعلام ظفر اعلام از افق ملك هرات طلوع فرمود سردار سلطان احمد خان استیصال خود را به چشم بصیرت معاینه نموده مسرعان را با عریضه های ضراعت بدر پادشاه ایران که پشت و پناه خود میدانست دوانیده استغاثه و طلب كمك نمود . شهزاده حسام السلطنت که والی خراسان و حاکم مشهد مقدس بود اول سه هزار سوار و پیاده را به کنار یزات که سرحد او برد فرستاده استحکام سرحد و ثغر خود نمود ثانیا خود باشش هزار کس از مشهد بیرون شده دو منزلی در موضع قاسم آباد طرح اقامت انداخت و چون وکیل معتمد دولت انگلیسه در طهران ازین خبر یافت پادشاه ایران را بنا بر عهدی که در ایام گذاشتن هرات و ابوشهر چنانچه سمت تحریر یافت بسته بود منع فرمود پادشاه ایران که کاخ دانش ار دیده حشمت امارت پناهی در تزلزل افتاده بود چون دید بر خود می لرزید از امداد استبعاد نموده حفظ سرحدات خود را اظهار نمود وکیل مختار ضامن سرحدات شده استويك صاحب بهادر را به قندسر آباد فرستاده حسام السلطنت را پس به مشهد برد سلطان احمد خان که به بوی اعانت پادشاه ایران زنده بود و در ایام محاصره سپاه و امرا را به همین تسلی داده می گفت امروز و فردا كمك پادشاه ایران با حسام السلطنت میرسد بلکه فتنه جویان اردوی کیهانپوی نیز این واهیات را تشهیر میداد تا شاید در عزم جزم امارت پناهی و هنی به ظهور رسد اما آن دریا دل کوه ثبات که عزم شاهانه را بر فتح هرات و استیصال عدو بسته بود ازین حرفهای بی باك باکی نداشته می فرمود: مصرع « یا جان رسد به جانان یا جان زتن برآید » چون خبر برگشتن حسام السلطنت به گوش او رسید دنیای فراخ بر وجودش تنگ شده مورد سهام انواع امراض گردید و تب دق بر مزاجش استیلا یافته روز بروز انا فانا می کاهید تا آنکه در تاریخ ٤ شهر (؟) سنة ۱۲۷۹ در حسرت هرات جان به ملك الموت سپرده رخت حیات را به دارالجزا کشید .
مثنوی
مقیمی نه بینند درین باغ کس
تماشا کنند هر یکی يك نفس
تجهیز وتکفین او درون شهر نموده و به همراهی اهل عمایم تابوت اورا بیرون فرستاد و در مزار فائض الانوار خواجه عبدالله انصار مدفون نمودند
بعد از وفات سردار سلطان احمد خان سپاه و قعله تعلق به شهنواز خان پسر مهترش گرفت و از بی سعادتی زیاده از پدر علم مخالفت برافراخت و از سوانح این ایام آنکه سردار جلال الدین خان که در ایام حکومت حضرت اعلی از قندهار گریخته به عربستان رفته بود چنانچه سابق ذکر یافت و از عربستان به ملك شام و روم رفته در هیچ جا لب نان نیافته رو برتافت و بعد از سه سال از راه بغداد و طهران
(۳۹)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
