Machine transcription
بیت
چوتیره شود مرد را روزگار همه آن کند کس نباید بکار
چنانچه سردار رحمدل خان بطرف معروف وپسر کلانش بطرف بلوچستان وسردار محمد صدیق
خان سمت فراه وسردار خوشدل خان وسردار سلطانعلی خان بطرف قوشنج گریختند بعد از
مدت قلیل بمضمون آية وضاقت عليهم الارض بمارحبت وضاقت عليهم انفسهم وظنوا ان لاملجاء
من الله الا اليه مقرران در گناه هتك اشتباه را وسیله عذر خودنمودند. ایشان نیز بمضمون :
ان تعذبهم فانهم عبادك وان تغفر لهم فانت انت العزيز الحکیم آتش قهر وسیاست نهیب
اورا به آب شفاعت تسکین داد عذریذیر خطا پوش عصیان همه را بدیل عفو پوشانده فرمودند.
بیت
این درگه مادرگه نومیدی نیست صدباراگر توبه شکستی باز آ
به اطمینان تمام همه روی بمر کز معلی نهادند و به آن تقصیرات بها رج علیا سرخروئی
یافتند ذالك فضل الله يؤتيه من يشاء بتفصیل این مجمل آنکه سردار جلال الدین خان خلف
مجاهد فی سبیل الله وزیر صاحب را با جمعی ازسوار و پیاده وتوپ عُقب سردار محمد صدیق خان
مقرر فرمود چون سردار جلال الدین خان وارد فراه شد مدتی را در شهر فراه دست گیر ساخت
وفراه را سپرد سردار خیرالله خان نمود خود روانه قندهار شد. در اثنای راه در موضع
خاشرود سردار محمد صدیق خان گریخته واستظهار جنگل مترا کم خودرا خلاص ساخته
روانه گلستان که از مضافات فوزاحت شد در آنجا هم به بهره نرسیده بوسیله خدا احرام
طواف سریر خلافت بسته سعادت عتبه بوسی دریافت وسردار رحمدل خان که بطرف معروف
رفته بود سردار فتح محمد خان برادر سردار جلال الدین خان را به عقب اوتعین فر مودند
اوراه را غلط کرده سر به کلات کشیده وسردار رحمدل خان از معروف به آب ایستاده که
در حدود غزنین است رفته از آنجا به ارمك سليمان خیل پتك کا کری رفت بندگان امیر
بی نظیر حضرت اعلی را امر فرمود که رفته اورا دلجوئی نموده به حضور پرنور آورند حضرت
اعلی تا حدود نادان رفته از آنجا به اواسطه میانجی دلجوئی عم نموده از قرار آرام ساخت
تا که سردار غلام حیدر خان از عقب رسید از حدود کا کر اورا بعہد ووثیقت بحضور اقدس
رسانید وسردار محمد علم خان که بطرف بلوچستان رفته بود از راه گندأوه را بر د
صبو پستان میان اهل شاهر از متحصن شد امنای دولت انگلیه ویرا تقریب نموده به خاطر
امیر بی نظیر ویرا از ملك خود اخراج نمودند پس از راه خاران وجيستان روانه طهران
شد مدتی در آنجا به بسر برده تا آخر در راه مشهد مقدس از منزل میامی وثرینان از دست المان
ترکمان شربت شهادت نوشید وسردار خوشدل خان پسر سردار مهردل خان وسردار سلطانعلی خان
پسر سردار کهندل خان که به سمت قوشنج رفته بودند متوجه آزار مخلوق الله شده
قطاع الطرقی پیش گرفتند امارت پناهی حضرت اعلی وسردار محمد اعظم خان را عقب
ایشان مقرر فر مود در قریه شوراب که باشهر قندهار برمزاج وهاج حضرت اعلی صدمه
عارض گردیده واپس تشریف فرمای قندهار گردید و سردار محمد اعظم خان طریقه
ظلم جفا که جبلیت اوست پیش گرفته بحکم :
(١٦)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
