BrowseGulshan-i amārat → page 25

Page 25

Gulshan-i amārat · pages 1–209


Page image — the source of record

Scanned page 25 of Gulshan-i amārat

Machine transcription

حیات را بقاطی ممات سپر د واز فراز تخت به زیر زمین عاقبت رخت کشید . در جوار رحمان قادر عبدالملک مقتدر جاه گرفت . وازنان ملك چون سردار رحمدل خان برادرش وسردار محمدصدیق خان پسر بزرگش باهم در نزاع وپرخاش افتاده برخی از رؤسا ورفقاء سردار رحمدل خان و بعضی مدد و معاون سردار محمدصدیق خان شدند . در شهر قندهار شب و روز به توپ و تفنگ خانه برانداز یکدیگر گردیدند وامراء زبده ازطرفین بقتل رسیده حال سپاه به تباهی گرائید اگرچه بعد از قتال وجدال فراوان سردار رحمدل خان غالب شده سردار محمدصدیق خان را از شهر اخراج نمود واسم حکومت و ایالت بر سردار رحمدل خان قرار گرفت مگر از خودسری هریکی از اولاد سردار اتدل خان وسردار پردل خان وسردار مهردل خان که خودرا حاکم مستقل میدانست یک خانه و هزار کدخدایروی کار آوردند و فساد و فتنه از ملك برنخواست و آرامی در آن دیار پدید نیامد لهذا عرائض بعضی دور بینان و هوشمندان به پایه سریر امارت امیر بینظیر علیین مکان رفته اطفاء نائرة فساد وعناد التماس نمودند . على الخصوص سردار شیر افضل خان ولد سردار پردل خان که ولد ارجمندش درین تصادیف قتل رسیده بود و باجناب امارت پناهی شیوۀ خیر خواهی از سابق داشت عرائض مکرر مرسول نمود . بنابران امیر علیین مکان که مدنظر کیمیا اثرش بجز رفاهیت رعایا و آسائش برایا افزا ایالت وامارت نبود بعد از اطلاع برین امور ناشایسته و حرکات نا بایسته و نیز بنابر ملاحظة فتنه که به سبب رحلت وزیر یار محمد خان وحكومت صید محمدخان پسرش وتسلط شهزاده محمد یوسف خان سدوزایی در دارالسلطنت هرات که به ظهور پیوسته بود ایلچی زبان دان را بخدمت سردار رحمدل خان و سایر سرداران قندهار فرستاد تابه اندرزهای لائق ونصح شائق گوش ایشان را پرساخته از حرکات نامعقول که سبب بر اندازی خاندان است باز داردچون ایشان را ایام دولت وروزگار سعادت به آخر رسیده بود نصائح ناصح را ناشنیده انگاشته از خواب خرگوشی بیدار نشدند و چون این همه خاندان برادر و برادر زادۀ امیر بینظیر بودند نخواست که از آفت بی اتفاقی ببادفناء روند . صلاح کار را غیر ازین ندید که ملك را در قبضه اقتدار بندگان خود درآورده مادۀ نزاع را از میان ایشان مرتفع دارد لاجرم بالشکر گران و توپخانه فراوان بطرف قندهار لوای نصرت انتما افراشته نهضت فرمای شد . و حضرت سکندر مرتبت را که دران وقت بخطاب سرداری سرفرازی داشت و حاکم غزنین بود فرمان رسید که روانه آنطرف شده ملك را از تنازع متنازعین انتزاع نمائید و سرگشتگان وادی نامرادی را در سایۀ لطف وانصاف جای داده از تاب آفتاب حوادث واعتساف برهانند وتشنه لبان مالك بیدادی را از زلال عدل واحسان سیراب ساخته به فزای رافت فراي بر و احسان رسانند و بدست مرحمت و دلنوازی خار از پای ستم دیدگان بیرون آورده سایه مكرمت ودلدا رى بر مفارق سرگشتگان گسترانند . آنحضرت نیز با سپاه نظام ورساله و توپخانه وسائر عساکر از غزنین نهضت فرمای آنطرف گردیده و چون تشریف فرمای قلات شد سردار فتح محمدخان والی آنجاء را نیز با خود روانه فر مود تا وارد ده خواجه گردید سرداران قندهار که از قضیۀ صادقه (الملک عقیم) غافل بوده در خیال آن بودند که امیر بینظیر برای اصلاح ما آمده (١٤)

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Gulshan-i amārat, page 25. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0963/25 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0963/25
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record