Machine transcription
فضل کردگار وحسن طالع شهریار جهاندار بودند روان گردید و با حشمت تمام وعدت
بلا انصرام طی مسافت قریب هفت کروه کرده وقت ظهر قلاع را بر جزائر جهان قبل نمود واز
چهار طرف توپهای صاعقه کردار وخمپاره های آتشبار در غرش و شورش آورده گلوله
های متواتر می انداخت ودم بدم تحریص سپاه دل سیاه را بر فتح آن مینمود اگر چه فلت
سپاه منصور بغایت ظاهر بود اما هر يك توکل بر خالق جزو کل نموده دست در حبل المتین
طالع شهریاری زده در مقام نام وننگ و موقف حرب وجنگ ایستاده بودند ودل از جان و جان
از بدن بر گرفته بدفع اعدا می پرداختند و هر طرفی که از دیوار قلعه از رسیدن گلوله های
پیا پی می افتاد با افعل مرمت میشود * چون تحصن عصمت الله خان بسمع اشرف رسید
کل لشکر و تمامی عسکر را حکم فرمود که نطاق همت و شجاعت برمیان بسته دفعة متوجه
دفع خصم بداختر شوند وغیر از مهروساویان احدی از لشکر یان در خیمه و جا نماند بموجب
فرمان لازم الاذعان از سوار تا پیاده واز نو کر تا خانزاده کمر همت بسته رو بمقابلة خصم
نهاد چون پردة دل سیاه شب حاجز داری نمود عالیجاه عصمت اله خان که رستم واربتن واحد
بجواب لشکر می پرداخت و مانند یکه تاز میدان اخضر هزیمت در سپاه دل سیاه انجم
واختر می انداخت عرض داشت نمود که حضرت اعلی درین شب تارسیاه نصرت انتباه را
متصدع نشده ذات فايض البرکات را بر بستر استراحت غنوده فرمایند انشاالله تعالی تاجلوص
فرمائی خسروانجم بر سرير سپهر چهارم خصم نگون اختر را دست تغلب و تصرف نخواهد شد
علی الصباح با قبال سلطان زمان و خاقان دوران غضنفر ملك چين مو بضرب العالمين اميرالمومنين
در میدان معر که هیجا و در عرصه مقابله اعدا جزای اعمال زشت خصم بدسیر و پاداش افعال
نا شائست دشمن واژ گون اختر کما هی در کنارش نهاده خواهد شد و نیز چون ظلمت شب
پرده قیر گون بر روی آفاق گسترده بود و فرق موافق ومخالف نمی شد لا جرم ارکان
دولت و شیران مملکت .
مثنوی
همه پیش آن خسرو سرفراز نهادند رخ بر زمین نیاز
با قبال خان سکندر لوا کشادند هر يك زبان دعا
که ملك جهانت مسلم شود مسلم بنام تو عالم شود
عروس زمانه بکام تو باد جهان بنده گیتی غلام تو باد
معروض داشتند که قادم صبح این یورش را موقوف فرمایند حضرت اعلی عرض
خیر خواهان را بمزاجها بت مقرون ساخته نهضت عساکر را معطل به صبح داشت و عريضة
عالیجاه عصمت الله خان را بر حسن خدمت معمول داشته تسلی تام فرمود که تا دم صبح
در کار تحصن سعی بلیغ نمایند على الصباح بندگان عسکر منصور نهضت فرما خواهند شد
وسردار عبدالرحمن خان چون جسارت اهل حصار را از حد متجاوز دید فوارة غضبش
در جوش آمده امر فرمود تا عساکر پیرا من قلعهها در آمده بضرب تیغ فتح آن نمایند.
(۱۰۹)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
