Machine transcription
را در پیل بدنامی غرق ورطه مذلت ساخته آواره دزحشت ادبار و سرگردان محشریه
ادبار گرداند و خب کل عیار عنید که کلان معممر نظام غول ابابرید است شاهد عدل این
دعواو گواه صدق اینمد عاست مصداق اینمقال بار دیگر قهر وزبودن شهریار جم مرتبت
است برای اعدای ظالم کیش واستیصال آن خادمان کوته اندیش است صوبش اینکه در آوان
که حضرت اعلی خطه ترکستان را نورموفور السرور تشریف قدوم برداشت از ظلم وجور
پسران سردار محمد اعظم خان که در قندهار آتش ظلم وسور افروخته بودند عرایض رعایا
و برایا ووضع وشربت آند یار برای توضیح احوالخمران مآل ستم پیشگان متواتر ومتوالی
بسده سنیه بارگاه قت انتباه رسیده تظلم مینمودند وا نغاس پورس از راه قندهار میگودند
پادشاه محمود العاقبت را کغرض اصلی و مقصد کلی ازین لشکر کشیدن ومشقت شبگیر
وا بوارگزیدن بجز آن نبود که سحاب تمرد وعنادوار بامی فتنه وفسادرا ازبادرا دازدوچمن
ولایت را از خار تعرص وتغاب اهل مكیدت پیراسته سازد وازاین حرکات وانتقال وحروب وجدال
بدون رفاهيت حال عباد وبریدن دست ستم اهل عناد امری دیگر نبود بنابر اراده خالق و
عادت شیردلی که فطری وجبلی اوست معدود و رود دارالسلطنت هرات در تدارك لشكر
و تعبيه عسکر فیروزی اثر وتهيه اسباب حرب و آراستن ادوات طعن وضرب کوشیده تسخیر
ملك قندهار و قهراعدای مقهور ملك جهاندارمد نظر فرمود وبحكم و شاور هم في الامر
اعیان سلطنت و عاکفان سرپر خلافت را چون انجم بر حول قمر نورانی جمع فرموده طریقه
کنگاش پیش گرفت و از سرداران جلیل القدرچون سردار محمد اسلم خان وسردار فتح محمدخان
و سردار شیرعلیخان و سردار شاپنده خان وارامرای عظام چون سپهر خلوص العفيدت جرنیل
فرامرز خان ومخلص بلا اشتباه صفدرعلیخان ومیرآخور احمدخان وشیرخان وعبدالظاهرخان
بارك زائی وحیدر قلیخان جمشیدی و کیخسروخان اچکزائی وناظر عبدالفیاث خان بيك ووغیره
مشورت طلبیده فرمود که از کجروی فلك دون پرور و از نحوست طینت اختر بلکه از تقدیر
ملك اکبر خصم بصیر غالب شده بهر طرف چون رو نهادم آشامش کار پدیدنیامد وتامان درتن
ورمق در بدن است دست از طلب بر ندارم مصرع و یاتن رسد بجانان یا جان زتن بر آید.
ازذیل رحمت بی غایت و رافت بی نهایت واجب بی ظنت ذمت امید نیباید کشید فزم خسر وانه وصمد
شاهانه تقاضای آن مینماید که با تفاق بی نفاق روبجانب قندهار نهاده رعایای بیچاره که سالها
در ظل ظلیل چتر امارت به رفاهت غنوده بودند و از دستبر ستم پیشگان رهاشی بخشیده
و بزلال عدل و احسان ربرو امتنا رسانم چون بندگان خالص العقیدت این فصل را از آن حضرت
اصغا نمودند همه بر رای جهان آرای تحسین و آفرین کرده مضمون این بیت ادا نمودند.
بیت
یابامراد بر سرگرد ون نهیم پا یامرد وار برسر هست نهیم سر
ازین میبان جرنیل خلوصت بنیان فرا مرزخان زانوی ادب زده بعرض اقدس رسانید
که انسب چنان واو لی همان مینماید که حضرت اعلی چند یوم در بستر استراحت غنوده
برمتکای دولت تکیه فرماید وشاهزاده عالم وعالمیان سردار محمد يعقوبخان را متصدی
این امر فرموده فد ویان جان نثار را در رکاب ظفره آب مقرر فرمایند فضلابدوست که
را خواهد و میلش بسکه باشد.
(١٣٠)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
