BrowseGulshan-i amārat → page 117

Page 117

Gulshan-i amārat · pages 1–209


Page image — the source of record

Scanned page 117 of Gulshan-i amārat

Machine transcription

داخل اردو شده بخانه غلام محی الدین خان ماما نزول فرمود و چون لشکر قره باغ رسید او نیز داخل اردو شده در قلعه غلام جان صاحبزاده منزل نموده و چون بچاریاکار رسیدند سردار محمد شریف خان سوار شده افغان نمود که برای عبور عساکر نقب دره را ملاحظه مینماید مگر بقلعه علیخان رفته برای احتیاط بنای جمع آوری مردم کوهستان گذاشت و آنجا را محکم نمود و مبلغ ۱۲ هزار روپیه مال سرکاری از سردار فتح محمد خان طوعا بلکه کرها گرفته بر مردم کوهستان تفریق نمود و افسران نظام که بجهة مضبوط کردن راها و کوتلها رفته بودند سردار محمد شریف خان بخیال مصالحه ایشان را منع فرمود افسران مذکور قول او را وقع ننهاده بخیال خود هرجائی که فایده مند دیدند در ضبط آورده محکم ساختند مانند کوتل چريك و كوتل اوقیان وغیره و چنان تسویت کردند که در حسم بهیچ وجه ممکن نبود سردار محمد شریف خان از قلعه علیخان چراغعلیخان معتمد خود را نزد سردار عبدالرحمن خان فرستاده بموجب کار مصالحه که محض استیصال او بود کرده واپس آمد بر سیدن چراغ علیخان عساکر را بر جای گذاشته سوار شده در اردوی سردار عبدالرحمن خان رفت و صورت مصالحه بر آن قرار داد که از حد مقر طرف غربی از قندهار و فراه و هرات تعلق به بندگان اشرف داشته باشد و از مقر به طرف شرقی از زابلستان و کابلستان و ترکستان تعلق به سردار محمد افضل خان و سردار محمد اعظم خان داشته باشد و انچه جایها د وزیر مرحوم و برادرانش در حیات امیر کبیر علیین مکان در کابلستان و زابلستان بود از ان سردار محمد شریف خان باشد و عهد را بایمان مؤکد ساختند سردار محمد شریف خان که بفوائد کارهای نبرده بود این امورات میشود و دانا دلان این ترانه میسرایند که . بیت یکی بر سر شاخ بن میبرید خداوند بستان نگه کرد دید بگفتا که این شخص بد میکند نه با من که با نفس خود میکند میررضا نایب و سید لطایف مولوی نور محمد بعرض میرساند که این همجنان را بر اخبار طوایف انام و احوال خواص و عوام از عرب و عجم و اخبار و اسود اطلاعی حاصل شده چنین ماجرا نشنیده و ندیده که شخصی حکومت بنابر استقلال را شريك دشمن جانی نماید عذری بدون اینکه . بیت چو تیره شود مرد را روزگار همه آن کند کش نباید بکار زیاده چه نهاده شود القصه دو شب در آنجا بسر برده واپس بقلعه علیخان آمده و برای سردار فتح محمد خان احوال فرستاد که از سر کوتل هاسپاه را بر خواست نموده کوچ دهید و در چاریاکار رفته منزل کنید که من کارها را سر براه نموده ارکان صلح را استحکام برین داده که ماهمه برادرانیم در میان ما نزاع از چه رو باشد سردار محمد افضل خان را مطلق العنان نموده ملك تركستان را تا حد بامیان به عبدالرحمن خان دادم و اینطرف به بندگان اشراف اقدس تعلق دارد و سردار عبدالرحمن خان واپس روانه ترکستان خواهد شد و سردار محمد اعظم خان با چند نفر بکابل در خانه خود می آید و از سپاه ترکستان کسانیکه در کابل خانه دارد و بطریق (۱۸)

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Gulshan-i amārat, page 117. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0963/117 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0963/117
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record