Machine transcription
(86)
در حضور سردار محمد امین خان باشد البته نفاق می اندازد و سردار محمد امین خان را
بحال خود نمی گذارد و بلکه اسبابهای کلی از نفاق بهم خواهد رسانید زیرا که از زمان
خردسالی بهمین رفتار عمل کرده .
فرد
خوی بد در طبیعتی که نشست
نرود تا بوقت مرگ از دست
حال که سردار محمد امین خان از کان طلا عرضه داشت نکر دانند نقصانی ندارد
از حضور فرمان محبت آمیز فرستاده قدری از نمونه طلاء خواسته شود بلکه در ضمن آن
از حقیقت اصلی و مدعای سردار محمد امین خان و سردار محمد شریف خان منظور نظر
حق این بندگان اقدس میگردد بعد از ان بندگان سرکار از طریق محبت فرمان شوق مندی
و شفقت اسمی سردار محمد امین خان فرستاد در ضمن آن قدری از نمونه طلاء خواهش کردند
و کلمه چندی گله آمیز در فرمان درج کردند. مدتی گذشت و جوابی نرسید و در مقابل
فرمان سکوت ورزیدند ازین رهگذر طبیعت بندگان اشرف قدری مکدر شد و به مجلس
حضور خطاب کردند که انصاف دهید و ملاحظه فرمائید امروز که خداوند عالم بفضل و مرحمت
خود دولت افغانستان را بسرکار والا سزاوار و مناسب دانسته لازم دارد
که اشخاص دولت شريك شکر گذار درگاه الهی باشند و دولت سرکار را از خود دانند
خصوص سردار محمد امین خان که وجود و بازوی
سر کار اقدس است چقدر که تواند بدولت سرکار متوجه شود و کوشش دارد هر گاه
در امورات سلطنت شکستی یابد و سهو و خطایی ملاحظه فرما ید فورا آغریزه بدارد و باختیار
خود پیوند دهد و سرشته بدارد و خرسند باشد و دولت خدا داد را از خود قیاس کند و
بخیر دولت کوشد کجا رو است که اندك چیزی که کان طلا باشد و در قندهار از فضل
خداوند و ترقی سلطنت بهم رسد و مدت یکسال بیشتر بگذرد تا حال بحضور سرکار اطلاع
ندهند و عرضه داشت نگذراند پس در اینصورت از دیگران چه توقع و چه امید خدمت کنم
و یا چگونه شکایت دارم بعد از بیان سرکار جميع مجالس حضور سکوت ورزیدند و
سر بزیر افگندند سردار محمد رفیق خان که سابق شمه از کردار و رفتار آن تحریر شد در اینوقت
سرسخن باز آمد ورجوع بشکایت نموداکنون محرر کتاب اول دو سه کلمه از سردار
محمد رفیق خان تحریر دارم ثانی سر مطلب باز گردم سردار محمد رفیق خان در اصل از
طایفه لودین میباشد و از زمان سابق بحضور سرکار امیر شیر علیخان خدمتگار بود چنانچه
بمنصب وزارت رسید و از حضور پادشاه بوی شوکت لقب سرداری که سزاوارقوم پادشاه
است دریافت کردو وزیر اول شد اما نامبرده در ذات چندان صفائی نداشت و شخصی بود فتنه
انگیز و مکار و فتنه طلب و سرشور ونمك حرام و همیشه بخرابی دولت کمر بسته و شب و
روز محرك فتنه انگیزی و فساد بود بلکه از کم ظرفی که در ذات پست بود خود را سزاوار
سلطنت می دانست و خواهش پادشاهی را داشت از ان سبب بسیار بخرابی ملك
و دولت می کوشید و پاس نمک نمیداشت باری محرر کتاب هرگاه از شخص مذکور و فتنه
انگیزی مزبور واز نمازی رفتاری تحریر دارم از حد فراوان است و دفتر ها گنجایش
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
