BrowsePādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān → page 62

Page 62

Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān · pages 1–469


Page image — the source of record

Scanned page 62 of Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān

Machine transcription

( ۰۰ ) چون امروفرمان بندگان اقدس شده بود که شرط احتیاط بجا آرید و بجنگ بر پاندارید سردار محمد علی خان بنابر امر سر کار سنگر زده لشکرهای خود را مدیصه تقسیم کرده نگاه داری لشکر خود را میکردند اما راجع بجنگ نبودند لاکن لشکر ترکستان که لشکر کابل را در مقابل خود دیدند و دانستند وخود را چون شیرغران میدانستند وشب وروز آماده جنگ بودند از رسیدن لشکر کابل بی طاقت شده چون شیرغران و ببر بیابان لشکر کشی کرده خود را به لشکر کابل میزدند وقتل وقتال میکردند وعرصه را بر لشکر کابل تنگ نموده بودند تا اینکه افسر وسپاهی لشکر کابل بحضور بندگان سردار عرض داشت کردند و گفتگوی نمودند که باعث چیست وسبب تحمل چه باشد مگر ما لشکر کابل مرد میدان نبرد نمی باشیم ازین زیاد طاقت نداریم خواهی نخواهی اجازه میدان بدهید این چه بی غیرتی است که يوميه لشکر ترکستان خود را مرد میدان دانسته بدون خوف بلشکرگاه آمده مارا پراگنده می سازد دیگر جای طاقت باقی نمانده امر فرمائید تا تقابل ورزیم و بجنگ دراندازیم ومردانگی خود را بلشکر ترکستان ظاهر سازیم و توجه غروری شان را بشکنیم تا ازحدود خودتجاوز ندارند ومرتبه بزرگی ومنزلت مردی و مردانگی خود را بدانند! بندگان عالی سردار محمد علیخان هرچند نصیحت کردند و بطریق محبت التماس فرمودند واظهار كردند که تا آمدن سر کار والا تبار فرصت بدهید وطاقت کنید . آن به که زصبر رخ نتابیم باشد که مراد دل بیابیم لشکر جنگجوی مردانه وافواج ظفر اثر فرزانه غیرت دامنگیر شده قبول نکردند وداد مردانگی زدند واجازه جنگ خواستند ناچار سردار باوقار وسالار غیرت دار که ازهمه افزون خواهش جنگ داشت لاکن ازفرمان سر کار تجاوز کرده نمی توانست درینوقت افواج خود را اجازه داد وفاتحه نمود وفتح کردن لشکر خود را از درگاه خداوند (ج) امیدوار بود این بود که شب آخر شد وصبح صادق دمید و از جانبین طبل جنگ بصدا درآمد و آواز کوس وکر اگوش فلك را كرساخت و فلك كج رفتار که درین مدت قلیل تحمل وصبر میکرد بهزار ذوق وشوق طبل كج رفتاری زد وآرزومند چنین روزی بود وصدای جگرسوز درداد که ای لشکریان طرفین آگاه باشید که امروز خون های شما دشت باچگاء را لاله گون میسازد وازببدن های جوانان شما جوی خون جاری میدارد آماده کار وزار باشید و بجنگ دراندازید . روز جنگ است و جنگ باید کرد بکوشش نام و ننگ باید کرد القصہ از طرفین صفوف صف کشیدند وصف آرائی کردند وافسران دلاور هريك پیش روی لشکر خود ایستادند انتظار فرمان بودند تا اینکه از جانبین صدای كوس و كرنا بلند شد وصدای جل من مبارز برآمد وتوپ های آتش فشان آتش افشانی کردند و دود از نهاد دلاوران برآوردند و زمین معرکه را از خون جوانان لاله گون ساختند وسرهای دلاوران چون گوی در میدان غلطان گردید هنوز توپهای خانمان سوز در عين جوش وخروش آتش افشانی داشت که از دو جانب صدای رعد آسای تفنگهای خانه خراب کن برآمد و زمین معرکه را از دود تلخ تیره گون کرد وچون شب تار

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān, page 62. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0959/62 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0959/62
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record