Machine transcription
(٤٨)
ظهور بندگان اقدس میرسد سرکار والا تبار هر چند که از رفتار و کردار و گفتار سردار
مذکور میدانست وقریب او را دانسته بود واز ابتداء خصلت مذکورا که سرا سرنفاق بود
ودر زمان امیر کبیر نیز چنین رفتار داشت بازهم دیده را نادیده و شنیده را ناشنیده
واگزار شدند و مرخص فرمودند بعد از رفتن سردار محمد اعظم خان بندگان سر کار
خطاب به بزرگان دربار نمودند که رفتن سردار مذکور را دانسته باشید که باعث نفاق
است زیرا که سرشت سردار مذکور از ازل موجب نفاق است و تا ابد خواهد بود زیرا که
نفاق را دوست میداشت خصوص بسلطنت سرکار که اصلا خواهان نیست وکمر بخرابی
دولت سرکار بسته دارد چنانچه استاد می فرماید :
درختی که تلخ است و برا سرشت
گرش بر نشانی بباغ بهشت
وراز جوی خلدش به هنگام آب
به بیخ انگبین ریزی و شهد ناب
سر انجام گوهر بکار آورد
همان میوه تلخ بار آورد
خوی بد بر طبیعتی که نشست
نرود تا بوقت مرگ از دست
مخلص سخن بعد از ان سر کار ذوی الاقتدار از حدود کرم و زرمت واپس مراجعت کرده
عازم لشکرگاه شدند تا اینکه در غزنین بلشکرگاه ملحق شدند و دو روز دیگر توقف فرموده
روز سوم از آنجا حرکت کرده با لشکر مور وملخ عازم دار السلطنة شهر کابل گردیدند
تا اینکه در منزل قلعه قاضی رسیدند و بکمال شوکت وفر فرود آمدند از یطرف شهر کابل
سردار محمد غلیخان با بزرگان کابل امر نمودند که از خورد و بزرگ و شاه و گداه
علماء وفضلا امرء واشراف تجار وغیر آن از پیر وجوان فردا صبح از شهر بیرون باستقبال
بر آمده در حدود ده بوری صف بسته ایستاده شوند و انتظار ورود سرکار شهر یار والاتبار
باشند و هر کس بدرجه استاده از جادۀ خود تجاوز ندراند بعد ازان خود بندگان عالی
وجمیع افسران نظامی وملکی به شرف حضور بندگان عالی مشرف شده در قلعه قاضی
بقدمبوسی رسیدند و سرافرازی حاصل کردند واز حضور بجهت استقبال فردا مرخص شدند
که فردا بورود پادشاه سرشته افواج نظامی وملکی را نمودء هريك را بقاعده وقانون درست
بدارند واشکر نظامی را بيك جانب ومردم فقراء را بدیگر طرف ایستاده بدارند چنانچه وارد
کابل شدند و فردا صبح از دروازه شهر الی ده بوری صف آرائی کرده لشکر نظامی را
با توپخانه بيك جانب امر فرمودند و سر کردگان و افسران نظامی هر يك افواج خود را
مکمل ومسلح ایستاده کرده انتظار ورود سرکار والاتبار را می کشیدند واز طرف
دیگر جمیع بزرگان کابل علما وفضلا وقاضی وقضات وتجار وغير آن اتفاقا هرطا بقه
بمرتبه وجای خویش ایستادند و باقی زن و مرد از كوچك و بزرگ درون شهر کوچه و بازار
و بام مملو به تماشای دیدار پادشاه خود ایستادء انتظار میبردند تا اینکه پاد شاه قوی
شوکت و سرکار ذوی الا قتدار و شهریار عدالت پرور با دبدبه واثاثه و شوکت دارائی
وصولت بهرامی سوار فیل کوه پیکر شده عازم کابل گردیدند چون به نزديك افواج
کابل رسیدند از دو جانب افواج سلامی گرفتند و توپهای آتش فشان آتش افшаنی کرده
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
