Machine transcription
(۱۷۸)
بعد از توقف کردن مجلس کنکاش برپا و در باب تقابل شدن با لشکر کابل گفتگو ها
نمودند و در خصوص سد راه دشمن سخن ها گفتند و شنیدند عاقبت رای همگنان بر این
قرار گرفت که از راه چون بسرعت تمام خود را در تاشقرغان رسانیده مقابل لشکر کابل
لشکر گاه سازیم و کمر بمردانگی بسته جنگ در اندازیم و داد مردانگی بدهیم .
تا یار کرا خواهد و میلش بکه باشد * لہذا روز سیوم بمصلحت دید بزرگان حضور
از بغلان حرکت فرموده از راه چول مرحله پیماء شدند روز اول در اجرم که آب شور
ناگوار داشت فرود آمدند نماز عصر همان روز از اجرم کوچیده فردا نما ز پیشین
در ینگی اریغ رسیده منزل نمودند روز سیوم از منزل مذکور حرکت فرما شده وارد
تاشقرغان شده در نمازگاه فرود آمده لشکر گاه نمودند و معطل با قواج ماموری دشت
سفید که بسرکردگی آخند زاده نظام الدین قبل ازین از خان آباد فرستاده بودند
تعطل نمودند در استقامت خان آباد که خبر لشکر کابل بجانب ترکستان منظور حضور
شد بنا بسبب یاری کردن بلشکر شش برجه آخند زاده مذکور وملا محمد خان برکه
با شش عراده توپ قاطرى ودو پلتن ويك رساله مکمل مامور دشت سفید شدند چنانچه
روزی که آخند زاده نظام الدینخان با لشکر های رکابی شان وارد دشت سفید
گردیدند همان روز مقدمه شش برجه تمام شده خود شش برجه سد سکندر با افسران
مذکور تصرف لشکر کابل در آمده بودند چنانچه قیاس ترکياتی قلعه شش برجه گویا
قلعه فولادی محسوب بود لاکن در مقابل لشکر کابل در طرفة العين بضرب توپ
بزمین هموار شده کن فیکون ساختند بهرحال آخند نظام الدینخان که شخص هوشیار
و سپاه پیشه بودند و بامید فتح کمر بسته عازم دشت سفید گردیدند چون قضیه را
دیگر گون و دوک ترکستان را سر نگون دیدند لاچار از دشت سفید برگشته وایس
بجانب ترکستان راه سپار شدند روز سیوم توقف لشکر در تاشقرغان آخند زاده با
لشکرهای رکابی شان صحیح و سالم داخل تاشقرغان گردید چون قطره بدریا پیوستند
لاکن هزاران آفرین به آخند زاده نظام الدین خان از حضور گفته شد زیرا که
مقابل دشمن در عین شکست لشکر ترکستان رسید و افواج مذکور پراگنده نشد و همچنان
که بسلامت رفته بودند بسلامت باز گشته باصل واصل شدند گویا فوج خود را از دهن
اژدها بسلامت نجات داده باز آورد خلاصه کلام روز چهارم توقف تاشقرغان جر نیل
محمد حسین خان که سرکرده لشکر ترکستان و بمنصب جرنیلی سرافرازی داشت برتبه
نایب سالاری نیز سر افرازی یافت بعد ازان باتفاق آخند زاده نظام الدینخان با
دریای لشکر که همه چون شیر غران و ببر بیان در میدان رزم با شمشیر بران و خنجر
جان ستان داد مردانگی میدادند روانه غربی کته شدند و خیمه و بار گاه برپا کردند
لاكن محكم جنگ نداشتند و خود داری کرده متوجه دشمن بودند و اطراف لشکر گاه
خود را بنظر بصیرت ملاحظه فرموده بعد جنگ جا را خوب نظر کرده انتظار فرمان
جنگ داشتند از ان طرف لشکر کابل دویم غیل در منزل حضرت سلطان رسیده آماده
جنگ بشودند و خیمه و خرگاه باوج ماه رساندند روز دیگر لشکر طرفین مکمل
و مسلح در مقابل همدیگر در بالای تپه ها صف آرائی کردند لاکن لشکر کابل سر کرده
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
