Machine transcription
پادشاهان متأخر جلد دوم
(١٠٣)
هرگاه جزواً بر تحریر شود يك كتاب بزرگی باید تقریر كرد. اضافه بر آن محرر كتاب در زمان سلطنت سرکار اقدس از اول تخت نشستن بفضل خداوند تا خاتمه سلطنت از تقدیرات ازلی و مقدرات لم یزلی که چون و چرا را در آن مدخلی نیست در صفحات ترکستان بودم هرگاه در کابل حضور شهنشاه عالم پناه می بودم و بچشم سر ملاحظه می كردم آنزمان بقدر جات تحریر می نمودم و ایرادی بنافی نمی ماند هرچند شنیده داشتم نخواستم كه شنیده را پیوند بدهم. ظاهر است که: شنیده کی بود مانند دیده زیرا که مبادا کم و زیادی نوشته میشد و باعث ملامتی محرر كتاب می گشت اما حاجت بچون و چرا ندارد. رویدادی که در افغانستان دست داده و گذارشی که در زمان دولت خداداد صادر شده چه مقدمه جات و غیر آن اظهر من الشمس است و همه به نیت حق طویت و قبال شهنشاهی انجام یافته و فتح های نمایان حاصل شده که حاجت به تحریر ندارد لکن محرر كتاب خواستم که حسن کتاب را ظاهر سازم زیرا که حسن طعام نمک است و حسن کتاب مدار روشن کننده افغانستان سلطنت سرکار صاحب شجاع وصاحب تدبیر است هرچند که در زمان هر صاحب سلطنت قدری ترقی کرد اما از طفیل قدوم این پادشاه ظفر آثار نيك بارگی بفضل خداوند و اقبال پادشاه روشن شد وظاهر و هویدا گردید چنانچه در جمیع دولتهای خارجه همسر شد و همه دول در مردی ومردانگی و کمال شجاعت تصدیق كردند اكنون سخن بدرازا كشيد بيك مصرع استاد ختم داریم مصرع :
هرچه شاهان همه دارند توتنها داری
لهذا فقره چندی بطریق اختصار مینویسم تا بر عالمیان ظاهر و هویدا گردد و بدانند که قبل ازین خطه پاك افغانستان بچه منوال بی نام ونشان بود که منظور هیچ دولت نمی شد و به نظر احدی نمی رسید. نامی داشت و نشانش ظاهر نبود و حال از كمال عظمت سركار والاتبار و تدبیری که شاهانه بکار برده شده چگونه نام و نشان یافت و بکدام درجه مشهور آفاق گشت. قبل ازین افغانستان دولت شمرده نمی شد و بشمار هیچ دولت محسوب نبود ودولت های خارجه اصلامنظور نمی كردند و نام نمی بردند احیانا اگر اسم افغانستان را بزبان جاری میکردند گویا طایفه وحشی میگفتند و صحرائی نام می بردند خصوص شمشیر افغان و مردانگی افغانستان را جهالت و نادانی خطاب می كردند خلاصه کلام صفت شان غیبت بود و غیرت شان جهالت اكنون از طفیل قدوم شهنشاه رعیت پرور و پادشاه عدالت گستر و کمال بزرگی وحشمت وتدبیرهای کامل حكيمانه سركار ظل الله خطه افغانستان وحشی طبیعت مشهور ومعروف آفاق گردید چنانچه در جمیع جراید دولهای بزرگ از فضل وهنر و شمشیرشان ثبت میدارند بلکه دول بزرگ بمثل دولت انگلیس وروسيه و غیره مشتاق دوستی شان میباشند و دوستی شان هرگاه میسر شود می بالند و با دولت های دیگر فخر میکنند چرا فخر نکنند و چگونه در جراید خود ثبت ندارند و تعجب ندارند سابق بر این از جمیع كمالات و هنر وفضل بری می دانستند. ظاهر بود كه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
