Machine transcription
(٢٦)
و از جانب هرات آسوده خاطر گردد زیرا که خیال سرکار از چندین سال قبل ازین مفکر تسخیر بخارا بود و به قصد انتقام از بخارا شب را بروز می آورد دو فرصت می جستند بنابر ان در رسیدن هرات و تصرف نمودن آن سرعت می نمودند و تلاش میکردند که شاید از هرات زود تر خلاص شده روانه بخارا شوند و انتقام بقیامت نماند لا کن ازین غافل که عنان اختیار در قبضه اقتدار پروردگار است و بنده را قدرت دم زدن نیست چنانچه فرموده استاد است.
هر چه دلم خواست نه آن می شود
هر چه خدا خواست همان میشود
چون رفته به تقدیر دیگر گون نشود
یکذره از آنچه هست افزون نشود
هان تا بجگر خویش زغم خون نکنی
کز خوردن غم بجز جگر خون نشود
مختصر کلام چون از قندهار حرکت کرده با دریای لشکر و سامان بسیار و اثاثیه بی شمار خود را در حدود فره رسانیدند اما از تلاش بسیار و منزل های دور و دراز که پی در پی زده بودند اسپ و آدم از حرکت و رفتار باز مانده بلکه چندین اسپ و استر و شتر در بین راه از طول سفر سقط شده بودند لاچار توقف کرده پانزده روز لشکریان را امر باقامت فرمودند تا از رنج راه بیاسودند اضافه بر آن شکست و ریخت کلانی در لشکر و فقرای فره از دست برد لشکر هرات بهم رسیده بود و افغان مردم فره از ظلم وستم لشکر هرات بفلک برآمده بود چنانچه هیچ آبادی در اطراف قلعه فره تا پنج فرسخ راه باقی نمانده بود بنابران بندگان سرکار پانزده روز توقف را جایز شمرده با مردم فره از روی محبت پدری و نوازش شاهی مرحمت های زیاد فرمودند چنانچه یکساله مالیات ملک را بخشیدند و چقدر نقد و جنس تقاوی دادند خصوص اشخاصی که در مقدمه قلعه بندی داد مردانگی داده خدمت های با اخلاص و جان فشانی های کمالی نموده بودند بهر کدام آنها بقرار رتبه و منزلت شان خلعت های فاخره و انعام و احسان داده بسی نوازش فرمودند و مرحمت های شاهانه نمودند و از جمیع امورات فره بخوب وجه آسوده شدند و از مردم مذکور دعا و فاتحه و رضامندی گرفتند بعد از آن بساعت نیک با دریای لشکر از دور فره حرکت فرما شده بتوکل خداوند روانه هرات شدند لاکن بعد از روز حرکت از فره قانونی بسته کردند و نظامی برپا نمودند چنانچه تمامی بارگیر لشکر که بوته می نامند مابین و توپخانه جلوی پیش رو و دیگر توپخانه سه تقسیم در سه حدود و لشکر نظامی نیز سه تقسیم یک تقسیم توپخانه پیش رو و دو تقسیم در یمین و یسار و سوار ملکی از دنبال لشکر بهمین منوال مامور و مقرر فرمودند و بهر جانب سرکردگان بزرگ و مثل پسران خود سرکار و خدمتگاران کهن سال صاحب تدبیر و جنگ دیده و کار آزموده که پستی نشیب و فراز دنیا را دیده و طی نموده بودند روانه شدند تا اینکه بدولت و اقبال وارد منزل سبزوار شدند و بخاک هرات داخل گشتند بعد از ان نیز امر فرمودند که شرایط احتیاط در باره لشکر و کشور بجاء آورده اضافه بر آن سعی بلیغ بدارند که مبادا از دشمن گزندی برسد و باشکر ظفر اثر دست بردی کنند و باعث کسر دولت قوی شوکت گردد زیرا که سردار سلطان احمد خان ، شهنواز خان نام پسری دارد که در عین شباب و مستی میباشد و در طریقه سپاهی گری طاق و در دلاوری مشهور آفاق است و در عصر خود چون رستم زال خود را می نامد و میداند.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
