BrowsePādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān → page 324

Page 324

Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān · pages 1–469


Page image — the source of record

Scanned page 324 of Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān

Machine transcription

(٦٥) پادشاهان متاخر اول آنکه خورا که اسپ و آدم ضرور بود که باید و شاید تردد میکردند و بزحمت دست یاب مینمودند و شب و روز افواج خود را بزحمت میگذراندند . دوم مقدمه بزرگی پیش آمده بود دو پیادشاه قوی و ازرک در مقابل همدیگر به قصد انتقام افتاده بودند که لا چار باید کوشش میکردند چنانچه طرفین امیدوار فتح وظفر میبودند و تردد و تلاش داشتند که شاید گوی مراد را از میدان نبرد ربوده بمراد خویش واصل گردند لا کن محرر کتاب میگوید : شعر بدرد وصاف ترا کار بست دم در کش که هر چه ساقی ما ریخت عین الطاف است خلص کلام بهمین منوال شب را بروز می آوردند ونصرخان جرنیل در هفته يك مرتبه با دور بجمعیت بر ساله گاهی با سه ربجمعیت رساله مکمل باشش عراده توپ قاطری بجهة آوردن غله بطرف غزنین با با بوهای سرکاری میرفتند و غله دست انداز جمع آوری کرده به لشکر گاه می بردند و تقسیم میکردند خواه بسیار بود خواه کمتر مقصد که وقت نازك و فرصت تنگ و دشمن قوی در مقابل وغله نایاب هرچند که حه اطراف لشکر گاه ترکستان بطرف هزاره جات خالی بود لاکن درینوقت که قهر زمستان بود در هزاره جات غله موجود نمی شد دیگر جانب غزنین که فراوانی غله بود اما به تصرف سرکار امیر شیر علیخان بنا بر آن بزحمت میرفتند و به تشویش بسیار غله می آوردند خصوص كه ايشك آقاسی خوشدل خان در بین راه چون سدسکندر پابرجابود و در کمین گاه آماده و تیار به نسبت چپاول انتظار می کشید چنانچه بارها از قلعه برآمده دست اندازی میکردند و خالی بر نمی گشتند و مدام ازین رهگذر بندگان سردار دلاور سردار عبدالرحمن خان ملال آگین بودند و به قصد انتقام کمربسته داشتند لا کن سرکار امیر محمد اعظم خان مانع میشدند تا اینکه یکدفعه ايشك آقاسی خوشدل خان با سوار و پیاده خود را در بالای بارهای غله لشکر ترکستان چپاول زده بسیاری با بوهای غله را تصرف کرده درون قلعه بردند زیرا که مقرر در کمین دشمن بودند ازین دست برد و چپاول نصیرخان جرنیل با آنهمه تدبیر سپاهی گری که مشهور افغانستان بودند عاقل ماندند و خجل شدند بلکه این بی خبری موجب بی اعتباری دولت شان گردید و جرنیل مذکور نیز بد نام حضور بندگان عالی گردید و اعتبار سابقه باقی نماند اما سردار غیور که در جنگ شیر شرزه را چون روباه بدست و پا منظور نمیکردند واز دلاوری و شمشیر زنی وشجاعت گویا خودرا چون زال زورمیدانستند و هیچ از جنگ دشمن رو گردان نشده بودند و دایم لشکر شکن بوده چندین مقدمه ها را بوجود مبارك فتح میکردند درین خصوص هرچند شکستی نبود با وجود آن غضبناك گرديده طاقت نمی آوردند و بدن مبارک شان از غیظ میلرزید چنانچه بدون فكر وتأمل و بدون صلاح وصوا بدید پنجنفر خدمتکاران حضور که همه صاحب تدبیر وشجاع بودند بی اختیار بجانب قلعه زنه خان روانه شدند و بر کاب ظفر انتساب شش عراده توپ و دوپلتن ويكرساله مکمل اسباب گرفته بسر قلعه به غضب تمام عازم گردیدند لا كن شا هر میفرماید :

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān, page 324. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0959/324 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0959/324
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record