Machine transcription
(٦٤)
جلد دوم
بزودی خودرا در لشکر سردار عبدالرحمن خان رسانیده خبر باشخاص خاندار بدهد وبزودی
باخود بخانه ومنزل شان بیارد چنانچه فرستادگان هردء وقشلاق خو درا در لشکر گاه
تر کستان رسانیده هر يك باشخاص خاندار گفتند و اطلاع دادند وقضیه را سراپا نقل کردند
بعد از آن در لشکر ترکستان پراکندگی دست داد و پریشانی پیش آمد بسیاری مردم از خدمت
سردار عبدالرحمن خان روگردان شده بعضی آشکار و بعضی مخفیه از لشکر گاه فراری
شدند و بخانه و منزل خود آمدند و خودرا از جریمه و محصل سر کاری نجات بخشیدند
وبعضی از سپاه که پاس نمك کرده در خدمت ماموری خود ماندند و خور سندی ادبار خود را
طلب کسردند سردار عبدالر حمن خان در باب اشخاص که پاس نمك
کرده بودند مبلغ های کلی به عوض جریمه شان دادند که برای خاندن خود
بفرستند تا جریمه شان خلاص شود و مبلغ جریمه بکار کنان امیر شیر علیخان داده سند بگیرند
و خودرا آسوده بسازند مختصر کلام در وقتیکه سردار فتح محمد خان و ايشك آغاسی شیر دلخان
از حدود غز نین شکست یافتند به ساران عریضه بحضور سر کار والا فرستاد شرح رویداد شکست
را در عریضه درج نموده بودند اکنون که سر کار والا از سرشته سپاه تر کستان فارغ شدند
فرمانی از حضور اسمی ايشك آغاسی شیر دل خان فرستادند
مضمون فرمان اینستکه عریضه شما با شکست فاحش بحضور رسید و منظور حضور شد زیرا که
مردانه وار از شکست خود تحریر وتقریر نموده بودید عجب است که چگونه غیرت و حیا محو مردی
شما را گذاشت که از شکست خود عریضه کرده بودید شیر دل نام داشتید لازم داشت که خود را
مقتول میکردید و نام شکست را بربان جاری نمیکردید در انوقت سردار فتح محمد خان عریضه
میکردند که ايشك آغاسی بیمان کشته شد همان زمان بندگان اقدس خرسندی میکرد که
الحمد الله بمردی خود را فدا کرد حالا هم جای تعجب است که چرا زنده میگردید سزاوار کشتن
دارید نه لایق زیستن والسلام ، جواب فرمان فدایت گردم فرمان سر کار والا را خوانده
بر تارك گذاشتم در این شکست شیر دل شکست میخورد نه روباه غلام از ان سبب شکست خوردم
و چنان گریختم که حاشه بدمم بنده شد شکست کار بزر رگ است شخص که شکم بزرگ وتن
قوی و نام شیری دارد می گریزد حیف که در وقت گر یزاز میدان ستیز که غلام قوی هیکل اسب
میراندم و مهمیز میکردم بندگان سر کار تماشاء میکردید خیلی تماشاء وبسیار خنده داشت
زیرا که شکم از قریوص زین یال اسب افتاد در جه گریختم و میترسیدم که غز نین را فراموش
کرده راه قر باغ هزارء را پیش گرفتم فدایت گردم در گریز بسیار تیز و در جنگ بسیار لشكم
باوجود آن از درگاه خداوند امیدوارم که فتح ونصرت نصیب روزگار فرخنده فال بندگان
سرکار است خلص کلام سخن بطول انجام یافت سر مطلب باز گردیم لهٰذا بعد از مردم
سپاه که از لشکر تر کستان فراری شده بخانه و منزل خود رفتند با وجودی که بسیاری پاس نمك
کرده قدم استوار داشتند در لشکر تر کستان بی اعتباری پیدا شد و پرا کندگی دست داداضافه
بران از قدرت کامله خداوندی چنان زمستان سخت و برف بسیار وخنك زمهریر وصاعقه
و باد قاتل رخداء که گویا در مدت های مدید و سالهای سال کس ندیده بود و کهن سالان بخاطر
نداشتند و بیاد نمیدادند بحدیة خنك غلبه کرده بود و کار را بر لشکریان تنگ گرفته بود که طاقت
دم زدن و حرکت کردن باقی نمانده بود با وجود آن چار ناچار بدوواسطه تردد میکردند
آریا [ILL]
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
