Machine transcription
(٦٣)
پادشاهان متاخر
مختصر کلام بعد از شکست بی موقع سردار فتح محمد خان ايشك آقاسی شير دلخان
و فرار شدن بجانب غزنين و فتح نمودن نصير خان جرنيل با قتل و قتال بسيار بعد ازان
امير خان جرنيل که بفضل خداوند فتح کرد و فتح مردانه کرد و مقتولان را بفقرا امر نمودند که
مدفون کنند و باقیمانده از زخمی و دستگير شدگی را با خود گرفته با دوصد و بيست بار
غله نماز خفتن بخاطر جمعی تمام بجانب لشکر گاه خود روانه شدند لاکن قبل ازین خبر
شکست سردار فتح محمد خان وايشك آقاسی شير دلخان در قلعه زنه خان به ايشك آقاسی
خوشدل خان رسيده بود ايشك آقاسی مذکور با سوار و پیاده به نيت چپاول
خود را آماده و تيار کرده انتظار باز گشت لشکر نصیر خان جرنیل بودند تا آنکه
لشکر نصیر خان جرنیل نزديك به قلعه رسیدند ايشك آقاسی خوشدلخان که کمین کرده بد وجانب
انتظار دشمن می بردند اطلاع یافته بیکباره خود را بلشکر نصیر خان جرنيل زدند
وشبیخون انداختند و جنگ پیوسته و مقصده کردند و چند راس قاطر را تاراج کرده بدرون
قلعه بردند لاکن دیگر آثاری که سزاوار کمین کردن و قصاص گرفتن بود از پیش نرفت
و به اندك زد و خوردی پس شدند و یکمتر کروفری شکست خوردند و راه قلعه پیش گرفتند
باری نصیر خان جرنيل با فتح و فيروزی روانه شدند تا به لشکر گاه خود رسیدند و شرح
رویداد را بحضور فیض ظهور بندگان عالی سردار عبدالرحمن خان غرضه داشت کردند
از حضور انعام و احسان وافر ديدند و خلعت ها فاخره و اسپ و یراق مکمل اسباب سرفرازی
یافتند و سه رجمنت رساله یکماهه تنخواه انعام نمودند و نوازشات بسیار فرمودند زیرا که
عبارت از چهار ساعت در جنگ جاه شمشیر کردند و داد مردانگی دادند و در مقصده
کمی و کوتاهی نکردند و نمك حلالی نمودند سبب بران از حضور سرافرازی حاصل کردند
بهر حال چون خبر شکست سردار فتح محمد خان و ايشك آقاسی شیر دل خان بحضور
سر کار امير شير علبخان در منزل شش گاو رسید سرکار اقدس متفکر شدند واندوه ناك
گردیدند بعدازان بزرگان حضور را طلب کرده مجلس کردند و از بزرگان حضور مشورت
خواستند جمله بعرض حضور رسانیدند که اشخاص که وطن دار کابل می باشند و در لشکر
ترکستان بحضور سردار عبدالرحمن خان بمقصده آمده اند ظاهر است که هر یکی از آنها
در کابل پدر و برادر وعیال و اطفال و اقوام دارند از حضور محصل مقرر شود که در
خانه های شان رفته يك هفته مهلت بدهند بزرگان تا يك هفته آدمان خود را از لشکر ترکستان
و خدمت سردار عبدالرحمن خان طلب کرده بخانه و منزل خود رسیدند فهوا لمراد والا
از سایر سپاهی هشت صد روپیه جرم و پنجاه روپیه محصلی و از افسر از یکهزار تا دو هزار
بقرار منصبداری جريمه و یکصد روپیه تا دو صد روپیه محصلی از باز ماندگان و اقوام شان
بزجر و زحمت و ضرب چوب و ستم بسیار گرفته شود لهذا چون این مشورت بحضور بند گاه
اقدس منظور شد بعد از آن سوار رساله مامور شد که در بدر و قشلاق به قشلاق بالای خانه
و منزل شان رفته رجوع بظلم و ستم بدارند چنانچه سوار رساله رفته رجوع بظلم نمودند
تهدید از حد افزون گذراندند مردم فقراء ورعیت که این چنین ستم کمتر دیده بودند
ناچار از ترس جان ومبلغ جریمه و ستم لت و کوب از خاندان یکنفر مقرر کردند که
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
