BrowsePādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān → page 280

Page 280

Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān · pages 1–469


Page image — the source of record

Scanned page 280 of Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān

Machine transcription

(۲۱) پادشاهان متأخر لشکریان را از زیر کلام الله شریف گذرانده بجانب قندهار مرخص فرمودند بعد بندگان سرکار بدولت واقبال وا پس وارد شهر هرات گردیده آسوده خاطر به تخت دارالسلطنه هرات نشستند اکنون سردار محمد یعقوب خان و فرامرز خان سپه سالار که اتفاق لشکر خون خوار و چون دریای مواج منزل بمنزل اجلال می نمودند تا اینکه وارد فراه شدند اما بتواتر این اخبار به قندهار میرسید در آنوقت سردار محمد سرور خان حاکم قندهار بودند و سردار محمد عزیز خان سپاه سالار لشکر لاکن در بعضی امورات جهانداری ببی باکانه حرکت می کردند هر چند سردار محمد سرور خان نصیحت می دادند و نصایح میفرمودند سود نمی بخشید بلکه در کدورت می افزود تا اینکه خفقان و کدورت بالا گرفت زیرا که سردار محمد عزیز خان ماسوای عقل حرکت می کرد و خودرای بودند عاقبت از حضور سردار محمد سرور خان در قندهار برآمده در فراه رسید و آوازه در افتاده و پی در پی خبر رسیده و بهر جام بزبانها جاری شد سردار محمد سرور خان بجهت سردار محمد عزیز خان فرمان فرستاده طلب حضور نمودند سردار محمد عزیز خان که مغرور جوانی وشباب بود و از قبولی فرمان سردار محمد سرور خان عمل نکرد ه از دهرا هود باهمان لشکر قلیل که همراه داشتند حرکت فرما شده کوچا کوچ روانه كشك نخود شدند وبحضور سردار محمد سرور خان خط فرستادند واطلاع دادند که مایان بجانب كشك نخود روانه شدیم و امید واریم که بزودی افواجی در خور جنگ مدعی بفرستید که زودتر مقابل دشمن رویم و دانسته باشید که دشمن بالشکری بیشمار عازم اینصوب است در فرستادن لشکر مرحمت کرده احتیاط کنید که لشکر بسیاری بفرستید تا در مقابل دشمن ذلیل وزبون شویم لهذا چون عریضه سردار محمد عزیز خان در قندهار رسید و از نظر سردار محمد سرور خان گذارش یافت خیلی کدورت آمیز شد وبا پنجنفر بزرگان حضور مشورت کردند عاقبت سخن بدینجا قرار گرفت که وقت کدورت نیست فرصت تنگ ودشمن عنقریب گلو گیر سر شته لشکر باید کرد و بسرعت باید فرستاد زیرا که از بی اعتدالی سردار جوان بخت چهار اطراف قندهار بشورش است و از خدمت سردار محمد عزیز خان هر اطراف آن داد خواه چنانچه از حضور شان بسی بی ناموسی ها دیده اند امیدوار يك نامه سردار محمد یعقوب می باشند بعد از عرضه داشت بزرگان حضور سردار محمد سرور خان لاچار دوازده عراده توپ وهشت پلتن مگسل و دور جمنت رساله وهشت بیرق خیمه دار وجزایر چی و چهار صد سوار ولایتی که همه سرداران وبزرگان قندهار بودند ویکنفر از بزرگان دربار بافرمان نصیحت آمیز فرستاده امر کردند که چون لشکرهای ظفر شکوه در كشك نخود باشما برسند بعد حرکت فرماشده بسرعت خود را بلب دریای گرشك برسانید و در آنجا خیمه و بارگاه برپا سازید ولشکر گاه کنید و استقامت نمائید تازمانی که ازحضور فیض ظهور بندگان سر کار فرمان برسد زیرا که تمامی قصه را عریضه فرستاده انتظار جواب میباشیم بعد ازان که فرمان رسید از همان قرار بشما دستور العمل فرستاده میشود البته از قرار دستور العمل که امر سر کار والاتبار است بجاه می آورید ومتوجه خدمت میشوید لا کن تا آنوقت از لشکر ولشکر گاه خود و چندین امورات دیگر که تعلق بالشکر کشی ولشکر آرای ولازمه سپاهی گری دارد

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān, page 280. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0959/280 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0959/280
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record