Machine transcription
(٢٤٠)
مصرع
چون قضا آید طبيب ابله شود
قصه کوتاه بعد از ملاقات سردار سالار حضور سرکار والا تبار یومیه مرض اقدس ترقی میکرد گویا بندگان اشرف امیدوار دیدار فرزند خود بودند چنانچه حکمای حاذق دست از معالجه کشیده بحضور سردار عالی سالار لشکر آمده عرضه داشت كردند وجواب دادند اكنون معالجه نباید كرد وهرگ بدر آمده دق الباب میكند مختصر كلام سردار كیلان سردار محمد اعظم خان وسردار سالار لشکر سردار عبدالرحمن خان ازحيات سركار مایوس گردیده امید خودرا از زندگانی سركار قطع كردند وخود بندگان سركار شخص كهنسال وتجربهآموز بودند ازمرض خود مرگ را در یافتند واززندگی خود نا امید شدند بعد ازان سردار عبدالرحمن خان را بخلوت طلب كرده فرمودند كه ای فرزند وای نور دیده مرض سركار اقدس دیگرگون است و مرگ در رسیده سردار محمد اعظم خان برادر سرکار است و با شما بجای پدر است امروز سرکار اقدس خواهش دارد كه سردارمحمد اعظم خان را بجای خود جانشین قراردهد وامير افغانستان خوانده شود شما كه صاحب اختیار پدر میباشید چه مصلحت میدانید رضامندی دارید یاخیر لازم كه از ضمیر صافینهاد باعتقاد كامل سخن كنید وبمقیده صافی جواب بدهید واظهارخلاف بحضور پدر نكنید وبحق بیان دارید كه امروز سركار اشرف حیات است ودانسته شودواز هما نقرار بعمل آورد سرداروالا گهرسردار عبدالرحمنخان ازجای برخواسته دست باادب عرضه نمود كه غلام خودرا فرزند نمیدانم وتوقع فرزندی ندارم خدمتگار وفرمان برادرم امر سركار وفرمان فرمان سرکار است آن چیزی كه بخاطر سركار اقدس خطور كرده باشد زودتر بعمل آرند ودر حیات خود بحضور فیضظهور تمام فرمایند وخاطر حقبین را بکلی جمع دارند كه خورسندی غلام دران است سركاروالا ازعرضه داشت فرزند خورسند شده دست بدعا برداشت ودربارة فرزند عزیز خود دعا كرد ودر بغل گرفته از سر و روی فرزندبوسه زد بعد بهمان خلوت كه در حضور احدی نبود سردارمحمد اعظم خان را طلب كرده بحضور سردار عبدالرحمنخان فرمود كهای برادر عمر آخر شده ومرگ دامن گیر گشته زمانی كه سركار والاجیهان فانی را پدرود كرد وبخاك سپردید و باز گشتید این تخت وتاج ازان شما ست وفرزند من سردار عبدالرحمنخان باشما خدمتگار وفرمان بردار است لاكن در بارة فرزندم پدری كنید وفرزندم شمارا بجای پدر قبول دارد اما وصیتی باشما میدارم همچنین كه سركاروالاتبارشمارا بجای خود امیر افغانستان سرفراز فرمود بعد از شما هرگاه فرزندم در قید حیات باشد بجای شما پادشاه شود ورجوع بفرزندان خود نكنید وصیت دیگر از حضور امراست كه دامن اتفاق را از دست ندهید و پیراهون نفاق نگردید زیرا كه زمانه غدار وسخن چین فتنه انگیر بسیار لازم آنكه مردمان شریر وفتنهانگیز را بحضور خود راه ندهید وحرف شان را منظور نكنید بلکه از حضور برانید وسرزنش بدهید تاعبرت دیگران شود ودر حضور شما بان غمازی نكنند باقی شمارا بخداوند سپردم در بارة سرکار دعا كنید كه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
