Machine transcription
(۲۲۸)
در آمد و پادشاه شدند و از حبس رها گردیدند و بارها به تکرار همین فقره را بر زبان
جاری می کرد و مفت می گذاشت و به کردار خود فخر می نمود ومباهات می کرد و باك
از شهرت نمی کرد ازان گذشته سردار ولی محمد خان برادر بزرگ سردار فیض محمد خان
که در کابل بحضور بندگان سرکار باقرب و منزلت بسیار بود این هم برفتار برادر
دیده رفتار می کرد و در خلاء وملاء سخن های کم و زیاد که سرا سر باعث روز کشتگی
برای شان بود اظهار می کرد و می گفت و باك نداشت با وجود یکه پیوسته اخبار
مذکور به حضور بندگان اقدس می رسید و سرکار اشرف بخاطر نگرفته در صبر و تحمل
می افزودند تا اینکه بی باکی و سخن کردن سردار محمد ولی خان گوشزد سخن چینان
و فتنه انگیزان گردید و یومیه بحضور سرکار والا تیار رفته عرض داشت می کردند
وخاطر خطیر سرکاراقدس را متوحش می نمودند اضافه بر آن اخبار کدورت آمیز میکرد
از ترکستان می رسید و در کدورت سردار فیض محمد خان می افزود تا روزی اتفاق افتاد
ويك خط به مهر سردار ولی محمد خان ازین راه ترکستان بدست آمد و منظور حضور
بندگان اشرف شد و از نظر گذارش یافت و سخن های خوف ورجاء و بیان های ترس و بیم
در خط مذکور درج بود که از حضور سر کار برای برادر خود سردار فیض محمد خان
نوشته بود و از حضور اقدس برادر خودرا ناامید گردانیده خوف زیادی نشان داده بود
گویا سرکار والا عنقریب ترکستان را باید از سردار فیض محمد خان بگیرد بلکه سردار
مذکور را از حکومت ترکستان عزل کرده هر گاه ممکن شود و علاج پذیرد محبوس
کابل سازد بلکه در کاغذ ارسالی خود تقریر نموده بود که متوجه احوال خود شده به
لشکر حضور خود پرداخت دارید تا در وقت شار پراگنده و پریشان نشوید و در زیر دشمن
قوی ضعیف نگردید اذا چون بندگان اقدس از خط نوشته از گیر سردار ولی محمد خان
سراسر اطلاع یافت غضب بر طبیعت اقدس اشرف استیلا یافت و طاقت تحمل باقی نماند
سردار ولی محمد خان را بحضور طلب کرده فرصتی که جمیع بزرگان دربار در مجلس
حضور داشتند خط مذکور را نشان دادند و امر فرمودند که جواب خط خودرا به حضور
مجلس به سرکار اقدس بگوئید و فقراتی که شکایت کردید يك يك ظاهر کنید
تا بزرگان حضور در حق و باطل آن سخن براستی کنند و از حق نگذرند و ملاحظة حضوررا
نکنند و آن چیزی که حق باشد بگویند و بیان براستی بیارند . باری سردار ولی محمد خان
که خطا کار و گناه کار بود و تحریر خط مذکورسراسر بر خلاف حق وجهة فتنه انگیزی
بود و جوابی نداشت سکوت ورزید و سر بزیر افکند .
استاد می گوید :
چرا کاری کند عاقل که باز آرد پشیمانی »
و دیگری می فرماید :
سخن سنجیده گوی تا دوست را دشمن نگردانی
به حرف بی تأمل آشنا بیگانه می گردد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
