Machine transcription
(٢٢٥)
لشکری انجام داده سرشته و آماده کنیم پس بهتر است که از قندهار بگذریم و بجانب فراه
و هرات روانه شویم الحمد لله والمنه هجوم لشکر در هرات آماده و تیار داریم بعد از آنکه
وارد شدیم بخاطر جمع و آسودگی تدارك لشکر و سرشته لشکرکشی کنیم زيرا كه ملك
خود سرکار و دست دشمن کوتاه است بعد از انجام امیدوارم که بالای دشمن حرکت کنیم
و تقابل ورزیم تا خداوند چیزیکه خواسته باشد بظهور برساند لاکن بنده کسان سرکار
تا جان در تن دارم و رمق در بدن دارم ترك این کار نخواهم كرد و دشمن را آسوده نخواهم
گذاشت اکنون درین خصوص شمايان كه فرزند و بازوی سركار وشريك نفس می باشيد
چه رای میزنید و چه مصلحت میدهید بحضور عرضداشت کنید بعد از فرمان سرکار ارکان
دولت و بزرگان حضور باتفاق متفق الكلمه بمعرض
اقدس رسانیدند که فرمان فرمان سرکار و امر امر اقدس است
و ازین بهتر مصلحت نیست و سراسر صواب است و بغیر از این دیگر علاج نیست و بهتر از این
به تصو ر نمی آید که غلامان عرضداشت بداریم مختصر کلام بعد از بیان خدمت كاران ارادة
سفر خیرت اثر بجانب هرات نمودند لاكن در جميع این رویداد و مجلس های کنکاش
سردار محمد شریف خان داخل نبودند بلکه بندگان سرکار از حضور مانع فرموده بودند
بهر حال سخن مختصر تا اینکه سرکار شیردل و شجاع در بین سه روز تهيه و تدارك نموده
چیزیکه لازمه حضور داشت از جزئی و کلی انجام کرده و سرشته نموده بعد از قندهار واگذار
شده به توکل کردگار بادل قوی و غیرت و دلاوری بجانب گرشک و فراه مراجعت کردند
منزل و مراحل طی کرده داخل گرشك و بعد از روزی چند در فراه رسیدند استقامت فرمودند
و باندك روز سرشته گرشك و فراه خود را آسوده ساخته بجانب هرات رهسپار شدند تا اینکه
مع الخير والعافيه وارد هرات گردیده بر تخت دارالسلطنه هرات برقرار نشستند و تن به
رضای خداوند دادند سردار محمد يعقوب خان که حاکم هرات بودند و فرا مرز خان
سپاه سالار که مامور خدمت هرات بودند کمر به خدمت بندگان اقدس بسته شب و روز بخدمت
گذاری و جان فشانی خدمت میکردند و با مر سرکار والا تبار به تهیه و تدارك لشکر کشیری
شدند اضافه بر آن لشکر جديد هم از هر طایفه می گرفتند و داخل لشکر کشیری میکردند
و در گرفتن لشکر و انجام سفر و تهيه و تدارك مقدمه با دشمن خود تلاش بسیار داشتند چنانچه
شب و روز آرام و قرار نداشتند اکنون سرکار امير شير على خان را در هرات بر تخت سلطنت
آسوده و متوجه لشکر کشیری بگذاریم تا سر داستان شان رسیدند چند کلمه از رویداد لشکر
کابل و کیدا رشات قندهار شویم .
ابتدا از سردار محمد شریف خان تحریر کرده سر سخن بازگردیم شاعر فرموده :
تو چاهی کنده ئی در اصل که خلق را در اندازی
نمیترسی از ان روزی که خود را در میان بینی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
