Machine transcription
(۱۷۴)
خود را نخواسته و نمی خواهد و مرتبۀ بزرگی خود را پست نمی کند و دیگری را بخود بزرگ
نمی سازد باز هم از برای خدا تاکی شهزادگی کرده تدبیر را از دست میدهند هرگاه
عرض غلام فدوی را قبول میدارید و سردار محمد شریف خان را از رفتن مانع میدارید
خوب والا این پیر غلام را بد نام نسازید و مرخص کنید که بحضور بندگان اقدس در
قندهار بروم و خود را ازین رسوائی نجات بخشم.
فرد
بناکام نیکوی پنجاه سال که يك كبار زشتش كنند پايمال
سردار محمد ابراهيم خان كه بچرب زبانی آنها فریب خورده بود بسخن ايشك آقاسی
اصلا التفات نكرده جواب ناصواب گفت و سخت پیش آمد بعد از آن ايشك آقاسی
شيردل خان كه شخص عاقل ومرد جهانديده وكهنسال وتجربه آموخته بود احوال کابل
را دیگرگون وقت و بخت سردار محمد ابراهيم خان را سرنگون ديد بارتحمل بغود
ندیده از بدنامی ترسید و باوجود زمستان وخنك وبرف بسیار تدارك سفر کرده و با چند
خدمتگار روانۀ قندهار شد و پسر خود ايشك آقاسی خوشدل خان را بحضور سردار
محمدابراهيم خان گذاشته دعا وفاتحه گرفته كوچا کوچ عازم قندهار گرديد و بزحمت
بسیار از بياعث برف و خنك وصایقه خود را در روز هفدهم بحضور بندگان سرکار
اميرشيرعليخان رسانيد هرچند سرکار اشرف اقدس از حركت مذكور وبدون امر واجازه
آمدن قندهار ملال خاطر شد و روزی چند كدورت آمیز گردید واز نظر انداخت لاكن
ايشك آقاسی شيردل خان جواب های باصواب عرضه داشت کرده خودرا از ایرادبری كرد
واز ملامتی باز كشيد و حقیقت کلی را صريحا از جزوی وکلی بحضور سرکار داشته کرد
يك بيك عرضه داشت نمود باری از کردارشات کابل و سوء تدبیر سردار صاحب عقل
و خرابی دارالسلطنه تحریر کرده شود سردار محمد ابراهيم خان سرشته کارا بکای خود
سردار محمد شريف خان را از كلی وجزوی نموده به صلاح وصواب سردار محمدرقیق خان
وجرنيل شيخ ميرخان در چهاریکار مقابل لشکر دشمن فرستاد تا اینکه سردار محمد شريف
خان در چهاریکار رسيده داخل لشکر گاه شد و برفیقان خود ملحق گردید و تدبيرشان
مقابل تقدير افتاد تانی هرسه ملحد نمك حرام بخرابی دولت سركار امير شير عليخان
کمر بستند ونمك خوارگی را از نظر دور ساختند و عداوت وکینه دیرینه را بمد نظر
آوردند و سه نفر غماز فتنه انگیز که خود را صاحب اختیار كلی دیدند به نمك حرامی
خدارا شكر گذار شدند زیرا كه بمراد خود رسيدند وبعداز آن در باب شكست دولت
خداداد كتابك پر وردة خاندان آن بودند تدبيرها كردند وانديشه ها نمودند تارای شان
بد ينگونه قرار گرفت و ابنداء عريضة صداقت قرينه بحضور سردار عالی
سردار عبدالرحمن خان می فرستیم و به شرایطی چند که هرگاه بما وشما عهد وقسم که ولایت
افغانستان را بوی تفويض میداریم ، چنانچه بقرآن خدا و بد(ج) دستخط و مهر
کرده برای ما و شما بفرستد که تسلی خاطر شویم بعد از آن امید داریم که خدمت
های كلی بحضور شان بداريم باری بدین قرار در کلام الله شريف د ستخط بدارند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
