BrowsePādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān → page 18

Page 18

Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān · pages 1–469


Page image — the source of record

Scanned page 18 of Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān

Machine transcription

(۱۱) و نيك را نیکی و بد را بد رسد باری تدبیر شخص خوابیده این بود که قدری بی خال خود را در پهلوی خود آماده داشت فوراً که از چاه جست قدری بر روی خود و باقی را بسر و روی زندان بان مالیده نعرۀ از جگر بر کشید و خود را بدر جنون زده حمله بر زندان بان نمود و غوغا کرد تا اینکه غوغا بلند شد و زندان بان فرار کرد و دیگران خبر یافتند و دیوانه را از زندان بدر کردند و بامر پادشاه بخارا بحضور برده عرضه داشت نمودند چون نظر پاد شاه به بدر الدین خان افتاد و او و زندان بان را بوقلمون دیدند پاد شاه و بزرگان در بار بخنده در افتادند متوقی يقين بودند که از بدرالدین خان نتيجة ديگر صادر شد و دونفی دیگر را بمثل زندان بان نجس ساخت زیرا که قد ر دیگر از بی خال در بغل داشت ، هـر باد که بر خيزد .ل به سر گل ریزد » ،، این بود پادشاه قوی شوکت بخارا فوراً امر کرد که ینفی را وا گذار شوید بلکه از شهر بخارا بدر کشید خلاصه کلام چون بدرالدين خان بتدبير نیکو خود را از زندان بدر کرده از شهر بخارا نجات یافت بادل شاد وارد شهرسبز گردید و بحضور سر کار امیر دوست محمدخان مشرف شد و قضیۀ خلاصی خود را بحضور امیر موصوف وحاكم شهر سبز و بزرگان در باز تقریر کرده جمیع او شان را بخنده در آورد و هزار آفرین شنید اكنون سر مطلب باز گردیم چون مدتی در شهر سبز به آسودگی گزارش یافت و کسوت های زندان از طبیعت سر کار امیر دوست محمد خان بر طرف شد خیال افغانستان بخاطر سر کار والا بار جای گیر شد بعد امیر دوست محمد خان بصلاح وصوابدید حاكم شهر سبز و وزیر محمد اکـبر خان ارادۀ افغانستان کرده وزیر اكبر خان را چندی دیگر در شهر سبز معطل کرد تا خندق و دیوار قلعه انجام یابد اکنون وزیر محمد اکبرخان را در شهر سبز بیگذازید چند کلمه از رویداد امیر دوست محمد خان بشنوید، چون سر كار والا تبار امير كبير امير دوست محمد خان از شهر سبز مرخص شده روانه کابل شدند ونیت تسخیر نمودن افغانستان را بخاطر داشت و مردم افغانستان را از خود می پنداشت آسودہ خاطر رهسپار شد مگر گاه گاهی از کمال هوشیاری و فراست بخاطر میگذراند که هر گاه مردم کابل با من کمر بستگی نکردند لازم که نزد انگلیس رفته پناه بدولت برطانیه درامور دنیوی ببرم و امیدوار تقدیرات خود باشم چنانچه بهمین اراده روانه شدند لا آن کشمبه بخاطر می گذ را ندند که هر گاه مردم کابل وافغانستان بحضور سر کار جمع آمدند و با من یاوری کردند و مدد کاری نمودند و مرا بپادشاهی قبول ساختند رجوع به غزای محمدی (ص) میدارم و غزا را بنیاد میکنم و در مقابل لشکر انگلیس لشکر کشی میدارم و خدا ورسول خدا را از خود ومردم افغا نستان خورسند می سازم و هر گاه قضیه بر عکس افتاد بدون خوف ورجا خود را بدولت انگيلس وامی گذارم تا خواست خداوند چه باشد بهمین منوال منزل و مراحل طی کرده خود را در تا شقرغان رسانید از آنجا خطوط بسیاری بمردم افغانستان فرستاد و از آمدن خود اطلاع داد وچند روزی در تا شقرغان استقامت کرد و جوابی نیامد بعدازان از تاشقرغان حرکت فرمائید، و در حدود کابل رسید و آوازه در افتاد و دورو نزديك اطراف کابل شنیدند و گوشزد شاه و گدا شد و تمامی خلق از وروء امیر دوست محمد خان اطلاع یافتند لا كن مردم کابل و اطراف آن از خوف لشکر انگلیس حرکت نکردند و بمنزل و ماوای خود برقرار ماندند و خود را از شر لشکر فرنگي

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān, page 18. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0959/18 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0959/18
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record