BrowsePādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān → page 17

Page 17

Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān · pages 1–469


Page image — the source of record

Scanned page 17 of Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān

Machine transcription

(١٠) فراوان به تسخیر شهر سبز رفته و مدتی قلعه بند کرده عاقبت بی نیل مرام با از می گشتند لاكن حاكمان شهر سبز درذات طايفه‌شان شمشیر زن ودلاور بودند ودلاوری‌شان ظاهر است که میری ولایت خودرا باختیار خود سرشته می نمودند ودست مدعی از ولایت شان کز تاه بود چنانچه پاد شاه بخارا باهمه شوکت وشان وبزرگی که مشهور آفاق بود شهر سبز را تصرف کرده نمی توانست بهر حال وزیر محمد اكبرخان که از حضور حاکم شهر سبز عزت كلی دید ودشدنی پادشاه بخارا را باوشان ملاحظه نمود ثانی بعوض احسان شان بتدبير مستحكمی شهر سبز شده اول امر بکندن خندق نمود وفرمود كه خندق عميق کنده شود دویم پیوسته بخندق دیوار بزرگی بر پا کرد که عرض دیوار شش ذرعه می شد و دیوار را بلند ساخت سخت مستحكم نمود چنانچه گلوله توپ تا ثیر نمیکرد گویا قلعه شهر سبزرا سد سکندر ساخت لاكن بمصلحت دید حاکم شهر سبز شب وروز بتدبیر خلاصی امیر دو ست محمد خان ودیگران بودند ومیکوشیدند تا آدمان جرار کاردان وقابل دست یاب کرده بخلاصی‌شان در بخارا فرستادند هنوز بگر فتاری تعمير خندق وديوار قلعة شهر سبز گر فتار بودند و يوميه وزیر اكبرخان بوجود شريف خود بالای مردم مامور خندق ودیوار گشته متوجه تعمیر می بودند که از فضل خداوند آدمان ماموری بخارا که بخلاصی امير دوست محمدخان رفته بودند بتدبیر نقب بردن وتدبیرهای دیگر امير موصوف را از سياه چاه عمیق بر آورده باخود داخل شهر سبز نمودند واز حضور حاکم مذکور بعوض خدمت بزرگ بهره مندشدند و سرافرازی حاصل کردند لاكن روز و رود امير دوست محمد خان بشهر سبز حاكم و کار گذاران وبزرگان در بار وجميع فقرای ولایت باستقبال برآمده پاد شاه افغا نستان را با عزاز تمام چنانچه سزاوار پادشا هانست داخل شهر نمودند و جله شان بحضور پادشاه کمر بخدمت بستند و خدمتگذاری ومهمانداری را بجاه آوردند و بعیش وعشرت نشستند. اکنون از رویداد برآمدن امير دوست محمدخان از زندان بخارا شنوید : روز یکه امیر موصوف از سياه چاه بدر می شد متفكر و پراکنده بود زیرا که زندان بان هر روز دونویت فرود آمده امیر دوست محمد خان را بچشم سر میدید چون امیر مذکور متفکر شد بدرالدینخان که یکی از محبوسان و خدمتگار معتبر امیر بود تدبیری بکار برده امير دوست محمد خان را مرخص کرد وخود در بستر امیر مذکور بخواب رفت زندان بان بقرار ماموری داخل زندان شد امیر دوست محمدخان را بر خلاف هر روزه بخواب دیده سخن نکرده برگشت بعد از ساعتی باز آمده امير موصوف را در خواب یافت منفکر شده بحیرت مانده بازهم بر گشته از زندان برآمد کرت سوم داخل زندان شد دید که هنوز سر کار امیر راحت است بی طاقت شده حرکت داد شخص خوابیده حرکت نکرد تا کار بمجاد له کشید همین که زندان بان به قبض وغصب سرزد و حرکت داد شخص خوابیده که قبل از ان بعقل کامل خود تدبیری بکار برده بود ازجاء برخواست اکنون محرر كتاب و تحرير كننده گزارشات در این فقره متحیر مانده که تدبیر شخص خوابیده را بقول راوی که شنیده دارم در قید تحریر در آورم یا نه ؟ زیرا که مجمل نکته ایست و نکته قبیح است هر چند که راست باشد هم چندان اظهار آن لطافی ندارد اما خالی از نزاکت هم نیست یاری چیزی که محرر کتاب خواه زشت خواه زیبا دیده یا شنیده دارم مینویسیم زیراکه در اول کتاب بخدمت خواننده وشنونده عرض کرده بودم .

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān, page 17. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0959/17 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0959/17
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record