BrowsePādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān → page 149

Page 149

Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān · pages 1–469


Page image — the source of record

Scanned page 149 of Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān

Machine transcription

(١٤٢) لشکر کابل چپاول انداختند و قصد تاراج کردن داشتند چنانچه نزديك بلشکر گاه کابل رسیده بودند سرکار امیر شیر علیخان که در بالای تپه بلندی نشسته بودند و متوجه اطراف لشکر گاه بودند نظر شان بجانب لشکر سردار محمد شریفخان افتاد که بتلاش تمام عازم لشکر گاه کابل است و نزديك رسيده فوراً تد بیری بکار برده شخصی را بطریق سوار مندها ر مرتب کرده از زبان سردار محمد اسمعیل خان بسردار محمد شریفخان پیغام فرستادند که سردار محمد امینخان پدر من به تیر قضا درگذشت و در لشکر قندهار شکست افتاد ولشکر مدعى بلشکر گاه ما داخل شد و تاراج دار دزو دتر خود را برسانید که امیدوار آمدن شما میباشم مبادا که بدست دشمن اسیر شویم بهتر آنکه باتفاق عازم قندهار شده شاید سرشته بکار بریم چون شخص فرستاده بحضور سردار محمد شریفخان رسید و بیان واقعه را عرضداشت کرد سردار محمد شریفخان از خوف جان واپس عازم لشکرگاه قندهار شد و قضیه را بر عکس دید و میدان فتح شده را در باخته یافت بحیرت بماند و راه چاره را مسدود دید لا چار صبر و شکیبائی نمود لاکن بندگان سر کاری امیر شیر علیخان خوب تدبیری در عین شورش جنگ بکار برد که سزاوار تحسین است چنانچه فرموده استاد است : مثنوی بيك تدبیر نیکو آن توان کرد که نتوان باسپاهی بیکران کرد بشمشیر از یکی تا ده توان کشت برای لشکری را بشکنی پشت قصه کوتاه مردان طرفین و دلاوران جانبین و شجاعان رزم آزما بهمین احوال میکوشیدند وغیرت مندانه میخروشیدند و بدلاوری و مردانگی می افزودند و در بازار جان فروشی جان خود را بخدمت بادار خود بخوبی نمیخریدند و در گوهر نه دلاوری واقسام اقسام مردی ومردانگی در مقاتله صرفه نمی نمودند و با همدیگر بضرب خنجر خونریز به خنجر زده دشمن را از پا در می آوردند چنانچه استاد میفرماید . بیت دولشکر چه گویم که دریای خون به بسیاری از آب دریا فزون بتدبیر خون ریختن تاختند هم تیغ و رایت بسر افراختند چنانچه از طلوع آفتاب تا ساعت يك بجه روز لشکر طرفین داد مردی و مردانگی دادند و حمله های مردانه افگندند و در قتل و قتال و کشتن و بستن قصوری نکردند و همچنان دشت بزرگی را که میدان رزمگاه بود از کشته و زخمی مملو کردند وملك الموت را از بسیاری کشته به فغان در آوردند و چندین درجه شکست بلشکر طرفین دست میداد و وارد می شد چنانچه از رزمگاه کناره میشدند لاکن سرکردگان صاحب تدبیر و جنگ دیده داشتند زود خودداری میکردند و لشکر پراگنده را بمردی وغیرت انجام داده بجنگ ترغیب مینمودند ومرگ خود را افضل از شکست میدانستند تا ساعت يك بجه روز بهمین منوال بازار ملك الموت گرم بود تا اینکه سردار محمد علیخان که در بالای بلندی بهر طرف نظر افگنده متوجه گیر ودار لشکر ظفر اثر بودند و بهر جانب که اندك شکست پیدا میشد از حضور لشکر فرستاده كمك میدادند و یاری می نمودند و جرنیل شیخ میرخان که سرکردهٔ بزرگ و صاحب اختیار کل افواج ظفر شکوه بودند برکاب

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān, page 149. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0959/149 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0959/149
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record