BrowsePādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān → page 142

Page 142

Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān · pages 1–469


Page image — the source of record

Scanned page 142 of Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān

Machine transcription

(۱۳۰) در این دریای بی پایان در این طوفان شورافزا دل افگندیم بسم الله و مجریها و مرسها اکنون راقم حروف و تحریر کننده تواریخ و تقریر کننده این کتاب بی نظیر مینویسد که سردار محمد امین خان و لشکر قلیل او را قلیل نباید گفت زیرا که سردار مذکور با سرکار غضنفر برادر است و فرزند يك پدر و مادر است چقدر شجاعت و دلاوری که در وجود سرکار است با سردار مذکور است و در شمشیر زنی و دلاوری و مردانگی کم و کاستی با سردار مذکور در مقابل شمشیر زنی سر کار نیست چنانچه تمامی مقدمه هاییکه در کتاب هذا درج است بسیاری آنرا تحریر کننده کتاب دیده و باقی مقدمه ها را به تحقیق رسانده و بصحت نموده داخل کتاب کرده ام لاکن بمثل این مقدمه بزرگ و خون ریزی و قتل و قتال ندیده و نشنیده ام که در شمار دوازده هزار محسوب میشدند این چنین جان فدا و دلاور و شیر زن بودند و میدان رزم غضنفری داشتند که کمتر در مقدمه های قدیم در کتابها درج شده باشد چنانچه استاد میفرماید مصرع دو صد مرد جنگی به از صد هزار : هر چند که در مقدمه تحریر میدارد اما مختصری از ان را مینویسم تا اثبات حرف تحریر کننده شود چنا نچه هشت هزار آن در میدان رزم و میدان کاروز ارجان خود را فدای بادار خود نمودند و از جان شیرین دست شستند و حق نمك خوردگی بجای آوردند و نوازشات چند ساله بادار خود را باداء رساندند و چهار هزار لشکر پراکنده که خداوند در عمر شان مهلت داد زنده به تر از مرده بعضی زخمی و برخی مجروح پراگنده اهوال فرار قنه ها رفتند سردار محمد امین خان با جمیع بزرگان حضور و افسران نزديك و دور که جمله چون رستم زال در میدان قتال بدلاوری بودند برکاب با دارجان نثار کردند و چون پروین گرد ماه بخاك هلاك افتادند و حق عزت و نمکخوارگی بیجای آوردند حتی دو دانه کتب تیگر که به مبلغ بسیار از هندوستان خریده بحضور آورده بودند و مدتی نمکخورده بودند یا سن نمك بجای آورده بحضور بادار جان فدا کردند لهذا هر چند سخن بطول انجام یافت لاکن لازم افتاد که در مقابل خدمتگاران سردار محمد امین خان شمه ای از خدمتگاران حضور سردار محمد علیمان تحریر کرده شود تا دانسته خواننده و سامع گردد همان قدر خدمتگار بزرگ که همه خود را اصل و اصیل زاده و دلاور و شمشیر زن گفته در حضور سردار عالی سالهای سال بنوازش و مهربانی میگذراندند و بندگان عالی در خصو ص خدمتگاران حضور در داد و دهش سرموی تقصیر نکرده و کمال مروت و شفقت ولطف ومرحمت را در باره شان دریغ نداشته چنانچه هريك از اوشان برتبه بزرگی و سلطنت رسیده نام ونشان یافتند از آنجمله جرنیل شیخ میرخان که شمه در اول حال تحریر شده و بعد ازین نیز در مقدمه بیشتر و بهتر تقریر خواهد شد عاقبت در روز مقدمه و رزم که خود سردار عالی مقتول شد احدی ازین بزرگان نمك حرام مقتول نشدند و در حضور بادار خودجان فداننکردند ازین رهگذر بود که سرکار امیر شیر علیخان به تمامی آنها طعنه میزدند و بد میگفتند و از حضور میراندند مردمانیکه ازین قضیه آگاه نبودند میگفتند که سرکار امیر شیر علیخان خشکی شده و در بالای مردم کم دماغی میکند چگونه خشکی نشود و کم دماغی نکند و فحش ندهد که

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān, page 142. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0959/142 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0959/142
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record