Machine transcription
(۱۱۷)
گلیم بخت کسی را که بافتند سیاه به آب زمزم و کوثر سفید نتوان کرد
و شاعر دیگر بیان نموده:
خوی بد در طبیعتی که نشست نرود تا بوقت مرگ از دست
مختصر کلام تا اینکه طائفه جرنیل مذکور به غضب خداوند گرفتار شدند و بجزای اعمال
خود رسیدند است چنانچه در وقتش تحریر کرده میشود اکنون سرسخن باز گردیم
و از مطلب تحریر داریم زیرا که لشکرها در منزل مقر انتظار تحریر کننده است و یومیه
فرستاده و میفرستند که ای تقریر کننده کتاب از گفتار ناهنجار جرنیل شیخ میرخان
دست کشیده بدارید کردار مذکور میان رمه ازين يك يك نظم و و میرسد که دانسته
روزگار گردد اکنون راجع بحال لشکرگاه شویه تاز دفتر بافتح و فیروزی عازم قندهار
شویم خلاصه کلام چون قبل ازین تحریر شده بود که لشکرهای کرم و زومت با فتح و فیروزی
داخل مقر گردیده برکاب بندگان عالی حاضر بودند لاکن بندگان سرکاولا والا نقدا و
سکندرشان دارادربان اقدس امیدارقع در دارالسلطنه کابل توقف داشته انتظار فتح
وظفر لشکر ماموری کرم و زومت بودند بعد ازان که مقدمه مذکور انفصال شد و لشکرهای
ماموری واپس داخل مقر شدند بندگان سرکار از شهر کابل حرکت فرماده منزل
بمنزل طی مراحل میفرمودند و چون ماه سربیع المیر باقر قرب دونی و شوکت جمشیدی
ودید، بهرامی طی منازل نموده روا نه منزل مقصود بودند بهر منزل که سزاوار توقف
میدانستند یکی دو روز استقامت میکردند تا اینکه بيك منزلی مقر نزديك شدند سردار
سالار ان کر مقر با چند نفر افسران بزرگ از مقر سوار شده بحضور بندگان سرکار والاتبار
مشرف گردیده دو ساعت بحضور مبارك بودند و بعد آن مرخص شدند فردای آنکه ورود
بندگان سرکار در منزل مقر بود جميع افواج ماموری مقر را در بین راه بقاعده و قانون نظام
مکمل و مسلح برده انتظار مشرف شدن سرکار والا را میکشیدند چون بندگان اقدس
همچون آفتاب تابان نمایان شدند سالار لشکر بقانون نظام حکم سلامی دادند و مشدیات
سلامی گرفته بعد برکاب سرکار همایون نقل در منزل مقر نزول اجلال فرموده بسر اپرده
زر نگار و بارگاه شهریار فرود آمدند و بر تخت دارای برقرار شدند و چون جمشیدجم
نشستند و شکرانگی بدرگاه خداوند بجای آوردند و جشن خسروی برپام کردند
و سه روز دادعیش دادند بعد از سه یوم که قدری از زحمت راه برآسودند روز دیگر افواج
دلاور و لشکر غضنفرا على لشکر ماموری کرم و زومت را که شمشیر نمایان زده و فتح نمایان
کرده دشمن را فرار دشت ادبار نمودند در اینوقت حضور سرکار که چون اکسیر اعظم
است حاضر شده بنوازشهای شاهانه از حضور مبارک فراخور احوال و مطابق منصب خلعت های
فاخره پوشیدند و بمنصب نظامی سرافرازی حاصل کردند و با هزار نوازش و مهربانی
از حضور مرخص شدند و لشکر مذکور درباره پادشاه دادگر عدالت گستر دعا و ثنا کرده
بخرسندی و سرفرازی باز گشته بخیمهای خود داخل شدند روز دوم سرکار اقدس افواج
دیگر را فوج فوج بحضور مهر ظهور طلب فرموده از نظر کیمیا اثر میگذراندند و با افسر
وسپاهی نوازش و مهربانی نموده بهر کدام بقدرقوه ومنصبشان ازخوان احسان بیکران
انعام میفرمودند و شفقت پدرانه مینمودند چنانچه روزی چندیهمین منوال گذارش یافت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
