Machine transcription
(۹۱۰)
و مردانگی شمشیر زدند تا فتح را بخود حاصل کردند و بعد از ان سپاه ظفر پناه بتاراج
گرفتار شدند جمله خرد وبزرگ افسر وسپاهی از گرفتن سردار محمد اعظم خان فراموش
کردند بعد از زمانی که با آر گاه خود رفتند و آسوده خاطر شدند نماز شام بخاطر
آوردند لا کن تیر از شصت رها شده بود چاره سود مند نشد باری بعد از
فتح قلعه و دره کی و فراری شدن سردار محمد اعظم خان . روز دیگر بگر فتاری
و سرشته قاتلان طرفین گرفتار بودند نامه را کفن کرده دفن
نمودند وز خمی ها را بجراحهای قابل و دانا که رکابی بودند مقرر داشته تا معالجه
بدارند وفتح نامه وعریضه کردند یکی بحضور سر کار والاتبار و یکی بخدمت سردار عالی
مقدار فرستادند واز غیرت و مردانگی لشکر ظفر اثر خیلی در عریضه درج کردند بعد از ان
چند روز دیگر بسرشته ملک داری گذرانده هر کس را بخدمت مامور فرمودند وبقدر
کفاف لشکری در حدود کرم و زرمت مقرر داشتند تا گزندی از دشمن نرسدچون
از همه امور ملک ولشکری آسوده خاطر ساخته منتظر فرمان بودند تا اینکه از حضور
بندگان عالی فرمان رسید و طلب حضور نمودند ثانی بعد از دوسه روز تهیه و تدارک
رفتن را دیده روز دیگر حسب الا مر بافتح وفیروزی از کرم وزرمت حرکت فرما شده
کوچاکوچ منزل ومراحل طی فرموده مع الخير والعافيه درمنزل مقر بلشكر بزر گ
پیوستند و بحضور سردار عالی سردار سالار کابل داخل شدند و سرافرازی کلی از حضور
عالی دریافتند چنانچه جرنیل داؤد شاه خان که سر کرده کل وبزرگ لشکر وصاحب
اختیار ملکی وجنگی بودند از مرحمت واحسان عالی ومتعالی بنا بر امر وفرمان حضور
اقدس سر کار والاتبار از اسب ویراق و شمشیر جواهر نشان و خلعت های فاخره سرافرازی
حاصل کردند بعدازان بفرموده جرنیل مذکور بجميع افسران که در مقدمه کرم وزرمت
خدمت نمودند. بودند قرار منصب وجاه عزت یافته از حضور سرافرازی حاصل کردند .
(اکنون لازم افتاد که از شیخ میرخان جرنیل شمه تحریر دارم زیرا که افسر کل
وصاحب اختیار کل لشگر از حضور پادشاه بود و بعد ازین چندین قضیه از نام برده صادر
میشود که موجب عبرت است باید خواننده و شنونده از حقیقت اصلی مذکور آگاه باشند
مختصر کلام نامبرده از زمان خردسالی نمك پرورده حضور سر کار و دست نشانده بندگان
سردار عالی سردار محمد علیخان است و در اصل از طایفه کوهستان کابل قشلاق کامدره
که نزديك شهر کابل است میباشد و نشو و نما یافته آنجاست و پدر و اجداد آن متوطن قشلاق
مذکور میباشد لاکن مردم شان جنگ جوی و ستیزه گر و مدام فی ما بین از خودو بیگانه
بشمشیر تیز عمر گذرانده اند چنانچه خودجرنیل در زمان خردسالی و غرور جوانی از باعث
دشمن داری بخدمت نوکری افتاد و بحضور اشرف اقدس خدمتگاری میداشت و چست
و چالاک خدمت میکرد تا اینکه مرتبه بزرگی یافت و یومیه ترقی کرد تا بمرحمت خداوند
و نظر پادشاه عدالت گستر به منصب جرنیلی رسید در همان عصر وزمان از رتبه جرنیلی
بزرگتر منصبی در افغانستان نبود اضافه بران از حضور فیض ظهور الطاف ومهر بانی
درباره مذکور بدرجه بود که ثانی نداشت چنانچه جرنیل داؤد شاه خان باوجود اسم
جرنیلی بحضور شیخ میرخان نائب بود باری سخن بطول انجام یافت اکنون شمه از بزرگی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
