Machine transcription
_ ٢١٤ _
و جدا نبود ه لیکن بشعور مقرون و صادر از اراده میباشد . تفسیر و یا تلقی هذا خیلی مبهم و
پیچیده است . این قدر معلوم است که میل شعوری و ارادی بوده اما وظیفه و متعلق آن در
این تعریف معلوم نیست . پس تعریف میل را از نقطه نظر معاصرین باید مطالعه کرد .
میلان استعداد ی است که فطرتا در نفس موجود است برای حفاظت و یا تنمیه وجود
نفس یا بواسطه خواهش بعضی اشیا و احتراز از بعضی اشیا میکند . در اصطلاح امروز مراد
از عاطفه نیز همین میل است . نفس درین خواهش منشی و یا مثبت خود قبلا مجبور نیست که
تجربه داشته باشد . تنها تعقل مفید و یا ذوق اور بودن یکشی برای بلقوا بیداری هرگونه
میل کافی است و یا اینکه نفس مضرت یکچیز را بمحض اینکه تصور کرد میل نفرت حاضر است .
حتی بی فائده و عبث نمودن انچیز بس است . در حال نفس در تنفر مساهله نخواهد کرد .
بالاتر ازین نفس با استعداد ببعضی چیز مایل است و از بعضی گریزان . معنی قبل التجربه
همین است یعنی نفس احتیاج نیز ندارد به حس کردن قبلی در مفید و مضر بودن متعلق ان
میل .
این استعداد ذاتی منبع تهیج و حساسیت نفس است . هرگاه میل نفسی بیدار و بلقوة
بحال فعل نباشد نفس منفعل نمیگردد . متألم و یا مسرور نمیشود . میل اگرچه در جلب نفع
ورد ضرر بغریزه میماند اما غریزه قطعی است. در فعل غریزی نه عقل مانع شده میتواند _
نه اراده حائل . مگر مثله میل متردد ممکن الوقوع و قابل زوال است عقل و اراده در فعل
میل مداخلت کرده میتواند . نفس را از يك میل منحرف وبيك ميل ديگر وادار کردن در تحت
قدرت عقل و اراده است . علاوه برین افعال غریزی بیکطرز دائمی و خاص ایفا میشود . اما
خط مشی میل مختلف است . میل مطالعه های انسانه ها تفقد تماشای تمثیلات و سیاحت بطور
گوناگون اجرا میگردد . اما چشمک زدن و تنفس کردن و ازدواج غریزهء ثابت وخاصی است که
هر شخص تقریبا بيك اسلوب انجام میدهد . گذشته برین میل اگاه است از هدف وغایهء خود .
لیکن درنزد غریزه علت ابتدائی وغائی مکشوف ومعین نیست .
چنانچه در بالا دیده شد : ازمیلان دو فکر و مقصد اساسی نشأت میکند . یکی
حفاظت موجود ، دیگر تنمیهء وجود . حیوان در میل غذا بحمین دو هدف متوجه است :
تلافی مافات وتنميهء حجیرات. مگر یکی اصلی ودیگر طفیلی است .
خدمت میل در حیات خیلی بزرگ است . خواه تعلق بوجود مادی بگیرد و خواه بماهیت
معنوی . علاوه برین میلان بقدر نما و انکشاف مخلوق ترقی و تزاید میکند و در مقابل هر شکل هستی
و دارائی جدید میل حفاظت و تنمیهء انحا تشکل و یا تقویت می یابد . چنانچه حساسیت _
نگهبان نفس است نسبت بچیزهای الم خیز و یا سرور بخش . اینچنین میلان محافظ هرگونه
لوازم و اوظف مادی ومعنوی انسان است . اگرچه اشکال میلهای انسان بسیار است اما بسه
اشکال عمدهء ارجاع کردن از عادات روحیون میباشد . میل شخصی میل اجتماعی میل روحی
( ميل عالي ) لهذا بحث میل را در سه فصل بیان باید کرد ./
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
