Machine transcription
مساویست . علماء این اصل را استصحاب مینامند .
تعریف : استصحاب حکم کردن ببقای يك امر محقق که عدم او مظنون
نباشد . چندی از فقهای حنفیه استصحاب را بدو قسم تقسیم کرده اند .
قسم نخستین : اگر يك چیز در زمان ماضی بيك حال موجود باشد و در
زمان حال مثل زمان ماضی در یافته شود و بخلافش دلیلی نیست وجود
این چیز را بهمان حال حکم کردن استصحاب است .
قسم دوم : اگر يك چیز الآن بيك حال موجود است و در زمان ماضی
مثل زمان حال و بخلافش دلیلی مو جود نیست ؛ آنوقت استصحاب حکم
کردن بوجود چنین چیز میباشد .
فقهای حنفیه این قسم دوم را استصحاب مقلوب میگویند . لیکن تعریف
فوق این دو استصحاب را شامل نیست . اگر بخواهیم يك تعريف شامل
بدست بیاریم تعریف استصحاب بروجه ذیل میباشد .
تعریف : استصحاب بنا برثابت بودن يك چيز در وقت حکم کردن بثبوت
آن شی در دیگر زمان است . علامة روم ابن کمال عليه الرحمه قسم دوم
استصحاب را قبول نکرده و این قبیل استصحاب را تحکیم الحال گوید . و این
استصحاب را يك دليل دافع شناسد .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
