Machine transcription
- ۱۳۲ -
خلص بمعنی این قاعده آنست که : وعد معلق بحصول مضمون
يك جمله لازم میشود . یعنی در زمان ثبوت معلق علیه وعد هائیکه
معلق هستند ؛ لازم و ثابت میگردد . ازین ایضاح فهمیده میشود که
وعد بر دو قسم است : یکی مجرد ، دیگری معلق . در وعد مجرد چیزی
لازم نمیشود . یعنی وعد مجرد برای اثبات يك چيز برعليه شخص
وعده کننده اهمیت وقوتی ندارد . مثلاً : شخصی بشخص
دیگر گفت : « من وام فلان را بصاحب وام میدهم » بگفتن
این سخن کفیل نمیشود . لکن در وعد معلق چیز معلق علیه
هرگاه بوقوع و ثبوت برسد ؛ مطابق بقاعدة فوق لازم میگردد .
تفریع :
هرگاه شخصی شخصی را گفت که « این مال را بفلانی
بفروش ؛ چون فلانی پول آنرانداد من میدهم » واگر خریدار
بدل مبیع را ببایع ندهد ؛ وعده کننده کفیل مشتری میباشد .
درینصورت پول مبیع را ببایع باید که بطور کفالت تادیه نماید .
پوشیده مباد که : این وعد وعد مجرد نیست . بلکه بشرط
ندادن مشتری معلق است . ازین رو پس از طلب کردن بایع
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
