Machine transcription
اصول انشا ۱۲
میدان بزرگی برای ورزش و تنفس دارد. جوی آب کلانی
در میانش میرود. در میان باغ و وسط جوی؛ یک حوض
بسیار کلان چار کنج (مربع) است. لبهای این حوض؛
هر چهار طرف به تخته سنگهای سیاه تراش کردگی فرش شده.
اطاقهای سبق خوانی ما عبارت است: از یک کوتی
خیلی کلان که درمیان و هر چهار طرف: اطاقهای فراخ
هوا دار دارد. کلکینها (روزنها) و دروازههای اطاقها
همه آئینه است که در موسم تابستان وا؛ و در زمستان؛
بسته میباشد. با وجود آن درون اطاقها هیچ تاریک نمی
شود؛ بلکه مثل روز روشن میباشد.
در میان این اطاقها؛ سه رسته چوکیهای دراز دراز
خانه وار، چیدگی است. ما شاگردها در وقت درس بهر سه
رسته چوکیها بقرار ترتیب نمبر خودها پهلو به پهلو نشسته
میباشیم و تقریرهای معلم را گوش میدهیم. معلم گاهی
نشسته و اکثر ایستاده میباشد. پهلوی راست او یک
تخته ایست سیاه با رنگ روغنی بسیار کلان که پنج چارک
تقریباً طول و یک گز بر دارد (و آن را تخته میگویند)
مواد مهمه را درو می نویسد، مثلاً:
نکنی جرات کاری که نباید کردن گرشوی این قدر آگه که خدا میداند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
