Machine transcription
سیر نبویه
۱۰۳
وقائع سال هشتم هجرت
در سنۀ هشتم هجرت اول ماه صفر خالد بن الولید و عمرو بن العاص
و عثمان بن طلحه عبدری بمدینه آمده ایمان آوردند و آن چنین بود :
که خالد گفت : چون الله تعالی خیر مرا خواسته بود در دل من محبت
اسلام را انداخت؛ و به عثمان بن طلحه عبدری محبت داشتم وی لا از رأی
خود واقف ساختم او نیز موافقت من کرده متوجه مدینه شدیم . چون
به هده رسیدیم ناگاه عمرو بن العاص را دیدیم که از حبشه آمده سوی
مدینه میرود از ارادۀ یک دیگر واقف شده باتفاق به مدینه رسیدیم
جامههای سفر خود را دور کالای پاک پوشیدیم و به حضور پر نور حضرت
سرور عالم صلعم مشرف شدیم . حضرت صلعم چون مرا دید تبسمی فرمود؛
من گفتم : (أَشْهَدُ أَنَّ لَا إِلٰهَ إِلَّا اللّٰهُ وَأَنَّكَ رَسُولُ اللّٰهِ)
دست داده بیعت کردم . حضرت صلعم فرمود : (الْحَمْدُ لِلّٰهِ
الَّذِي هَدَاكَ إِلَى الْإِسْلَامِ) ای خالد بمن عقل ترا میدیدم؛
امید میداشتم که ترا به طریقۀ خیر هدایت خواهد کرد . من عرض کردم
یا رسول الله ! معاندت و ممانعت مرا از راه خدا دیده اید از خدای
تعالیٰ عفو گناهان گذشته مرا بخواهید ! که آمرزش کند . حضرت فرمود
اسلام گناهان گذشته را محو میکند گفتم : (مَعَ ذٰلِكَ) آنگاه دعا
کرد بار خدایا گناهان گذشتۀ خالد را بیامرز ! و بعد از من عمرو ابن العاص
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
