Machine transcription
۱۰۲
گردی را گویند مثل نارنج، بلکه اصل تعریف آن چنین
کرده اند، که چنان چیز گلوله که باین آن یک چنین نقطه
پیدا شدنی باشد، که هر چند خطیکه ازان نقطه بسطح وی
برآورده شوند، همه آن خطوط باهم برابر باشند مجستم را
کره، و آن نقطه مابینی ویرا مرکز او گویند.
سبق (۱۳۸)
پس این زمین خاکی، و آن آب بسیاری که بر و پیچیده تماماً
یک بادرنگ درازا یک هندوانه بسیار گردی چنان
برآمده خیال کرده میشود که هر دو سر آن بادرنگ با سطح
آن هندوانه چنان برابر باشند که هرگز او را از کلولگی تخلف
باشد، و سکونت مردم برین سر و آن سر بادرنگ نمای
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
