Machine transcription
۸۵
بعد از پدر برتبه پادشاهی رسی خواستم که ترا طعم ظلم
بچشانم تا در ایام سلطنت بظلم اقدام ننمائی و شیوه عدل
و شفقت بمردم مسلوک داری کسری چون این سخن
بشنید او را تحسین بسیار فرمود و خلعت و نعمتش
ارزانی داشت
حکایت
دوستی از دشمن معنی مجوی آب حیات از دم افعی مجوی
دشمن دانا که غم جان بود بهتر از آن دوست که نادان بود
کودکی از جمله آزادگان رفت برون با دو سه همزادگان
پای چو در راه نهاد آن پسر پویه همی کرد و در آمد بسر
پایش از آن پویه درآمد ز دست مهر دل و مهره پایش شکست
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
